flunked

[ایالات متحده]/flʌŋkt/
[بریتانیا]/flʌŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی flunk; شکست خوردن (در یک امتحان، یک موضوع و غیره); اعلام کردن (کسی را) به عنوان شکست خورده; برای شکست خوردن اخراج شدن

عبارات و ترکیب‌ها

flunked out

رد شدن از تحصیل

flunked a test

رد شدن در یک امتحان

flunked the course

رد شدن از دوره

flunked my exam

رد شدن در امتحان من

flunked the class

رد شدن از کلاس

flunked the quiz

رد شدن در کوئیز

flunked the final

رد شدن در امتحان نهایی

flunked the subject

رد شدن در درس

flunked the assessment

رد شدن در ارزیابی

جملات نمونه

he flunked the math test.

او در امتحان ریاضی مردود شد.

she flunked out of college.

او از دانشگاه اخراج شد.

many students flunked the final exam.

بسیاری از دانش آموزان در امتحان نهایی مردود شدند.

don't worry if you flunked this time.

نگران نباشید اگر این بار مردود شدید.

he flunked his driving test.

او در آزمون رانندگی مردود شد.

she was devastated after flunking the interview.

او پس از مردود شدن در مصاحبه، بسیار ناراحت بود.

they flunked the group project.

آنها پروژه گروهی را مردود کردند.

flunking a course can affect your gpa.

مردود شدن در یک درس می تواند بر معدل شما تأثیر بگذارد.

he flunked his first year of high school.

او سال اول دبیرستان را مردود کرد.

she was worried about flunking the exam.

او نگران مردود شدن در امتحان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید