flunkeys

[ایالات متحده]/ˈflʌŋkiːz/
[بریتانیا]/ˈflʌŋkiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدمتکاران در لباس فرم، چاپلوس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

flunkeys at work

کارمندان درجه دو

flunkeys for hire

کارمندان درجه دو برای استخدام

flunkeys in charge

کارمندان درجه دو مسئول

flunkeys on duty

کارمندان درجه دو در حال انجام وظیفه

flunkeys and aides

کارمندان درجه دو و دستیاران

flunkeys for support

کارمندان درجه دو برای پشتیبانی

flunkeys in service

کارمندان درجه دو در خدمت

flunkeys in line

کارمندان درجه دو در صف

flunkeys behind scenes

کارمندان درجه دو پشت صحنه

flunkeys and servants

کارمندان درجه دو و خدمتکاران

جملات نمونه

the flunkeys rushed to serve the guests at the party.

خدمتکاران برای پذیرایی از مهمانان در مهمانی عجله کردند.

he surrounded himself with flunkeys to feel important.

او برای احساس مهم بودن، خود را با خدمتکاران احاطه کرد.

flunkeys often do the dirty work for their bosses.

خدمتکاران اغلب کارهای کثیف را برای مدیران خود انجام می‌دهند.

the flunkeys were eager to please their employer.

خدمتکاران مشتاق بودند تا از کارفرمای خود خوشحال کنند.

she dismissed her flunkeys for the day.

او برای آن روز خدمتکاران خود را مرخص کرد.

flunkeys are often seen as unimportant in the workplace.

خدمتکاران اغلب در محیط کار بی‌اهمیت تلقی می‌شوند.

he treated his flunkeys with disdain.

او با بی‌اعتنایی با خدمتکاران خود رفتار کرد.

the flunkeys were tasked with organizing the event.

وظیفه سازماندهی رویداد به خدمتکاران محول شده بود.

flunkeys usually have limited decision-making power.

معمولاً قدرت تصمیم‌گیری محدودی برای خدمتکاران وجود دارد.

she relied on her flunkeys to manage her schedule.

او برای مدیریت برنامه زمانبندی خود به خدمتکاران خود اعتماد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید