flunkeys at work
کارمندان درجه دو
flunkeys for hire
کارمندان درجه دو برای استخدام
flunkeys in charge
کارمندان درجه دو مسئول
flunkeys on duty
کارمندان درجه دو در حال انجام وظیفه
flunkeys and aides
کارمندان درجه دو و دستیاران
flunkeys for support
کارمندان درجه دو برای پشتیبانی
flunkeys in service
کارمندان درجه دو در خدمت
flunkeys in line
کارمندان درجه دو در صف
flunkeys behind scenes
کارمندان درجه دو پشت صحنه
flunkeys and servants
کارمندان درجه دو و خدمتکاران
the flunkeys rushed to serve the guests at the party.
خدمتکاران برای پذیرایی از مهمانان در مهمانی عجله کردند.
he surrounded himself with flunkeys to feel important.
او برای احساس مهم بودن، خود را با خدمتکاران احاطه کرد.
flunkeys often do the dirty work for their bosses.
خدمتکاران اغلب کارهای کثیف را برای مدیران خود انجام میدهند.
the flunkeys were eager to please their employer.
خدمتکاران مشتاق بودند تا از کارفرمای خود خوشحال کنند.
she dismissed her flunkeys for the day.
او برای آن روز خدمتکاران خود را مرخص کرد.
flunkeys are often seen as unimportant in the workplace.
خدمتکاران اغلب در محیط کار بیاهمیت تلقی میشوند.
he treated his flunkeys with disdain.
او با بیاعتنایی با خدمتکاران خود رفتار کرد.
the flunkeys were tasked with organizing the event.
وظیفه سازماندهی رویداد به خدمتکاران محول شده بود.
flunkeys usually have limited decision-making power.
معمولاً قدرت تصمیمگیری محدودی برای خدمتکاران وجود دارد.
she relied on her flunkeys to manage her schedule.
او برای مدیریت برنامه زمانبندی خود به خدمتکاران خود اعتماد کرد.
flunkeys at work
کارمندان درجه دو
flunkeys for hire
کارمندان درجه دو برای استخدام
flunkeys in charge
کارمندان درجه دو مسئول
flunkeys on duty
کارمندان درجه دو در حال انجام وظیفه
flunkeys and aides
کارمندان درجه دو و دستیاران
flunkeys for support
کارمندان درجه دو برای پشتیبانی
flunkeys in service
کارمندان درجه دو در خدمت
flunkeys in line
کارمندان درجه دو در صف
flunkeys behind scenes
کارمندان درجه دو پشت صحنه
flunkeys and servants
کارمندان درجه دو و خدمتکاران
the flunkeys rushed to serve the guests at the party.
خدمتکاران برای پذیرایی از مهمانان در مهمانی عجله کردند.
he surrounded himself with flunkeys to feel important.
او برای احساس مهم بودن، خود را با خدمتکاران احاطه کرد.
flunkeys often do the dirty work for their bosses.
خدمتکاران اغلب کارهای کثیف را برای مدیران خود انجام میدهند.
the flunkeys were eager to please their employer.
خدمتکاران مشتاق بودند تا از کارفرمای خود خوشحال کنند.
she dismissed her flunkeys for the day.
او برای آن روز خدمتکاران خود را مرخص کرد.
flunkeys are often seen as unimportant in the workplace.
خدمتکاران اغلب در محیط کار بیاهمیت تلقی میشوند.
he treated his flunkeys with disdain.
او با بیاعتنایی با خدمتکاران خود رفتار کرد.
the flunkeys were tasked with organizing the event.
وظیفه سازماندهی رویداد به خدمتکاران محول شده بود.
flunkeys usually have limited decision-making power.
معمولاً قدرت تصمیمگیری محدودی برای خدمتکاران وجود دارد.
she relied on her flunkeys to manage her schedule.
او برای مدیریت برنامه زمانبندی خود به خدمتکاران خود اعتماد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید