fluorescing

[ایالات متحده]/flʊəˈrɛsɪŋ/
[بریتانیا]/flɔˈrɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری فلورسانس

عبارات و ترکیب‌ها

fluorescing light

نور فلورسنت

fluorescing colors

رنگ‌های فلورسنت

fluorescing material

مواد فلورسنت

fluorescing dyes

رنگ‌های فلورسنت

fluorescing markers

علامت‌گذارهای فلورسنت

fluorescing substances

مواد فلورسنت

fluorescing samples

نمونه‌های فلورسنت

fluorescing agents

عوامل فلورسنت

fluorescing compounds

ترکیبات فلورسنت

fluorescing screens

صفحه‌های فلورسنت

جملات نمونه

the minerals in the rock are fluorescing under ultraviolet light.

مواد معدنی موجود در سنگ تحت نور فرابنفش، فلورسنت می‌شوند.

scientists observed the fluorescing proteins in the lab.

دانشمندان پروتئین‌های فلورسنت را در آزمایشگاه مشاهده کردند.

the fluorescing jellyfish illuminated the dark waters.

جوزدهی‌های فلورسنت آب‌های تاریک را روشن کردند.

fluorescing dyes are often used in biological research.

رنگ‌های فلورسنت اغلب در تحقیقات زیست‌شناختی استفاده می‌شوند.

the artist used fluorescing paint to create a stunning effect.

هنرمند از رنگ فلورسنت برای ایجاد یک جلوه چشمگیر استفاده کرد.

the fluorescing algae create a beautiful scene at night.

جلبک‌های فلورسنت صحنه‌ای زیبا را در شب ایجاد می‌کنند.

she noticed the fluorescing patterns on the butterfly's wings.

او الگوهای فلورسنت روی بال‌های پروانه را متوجه شد.

the fluorescing materials were a key component of the experiment.

مواد فلورسنت یک جزء کلیدی از آزمایش بودند.

fluorescing markers help in tracking cellular activity.

علامت‌گذارهای فلورسنت به ردیابی فعالیت‌های سلولی کمک می‌کنند.

during the night, the fluorescing rocks created a magical atmosphere.

در طول شب، سنگ‌های فلورسنت فضایی جادویی ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید