fluxion

[ایالات متحده]/ˈflʌkʃən/
[بریتانیا]/ˈflʌkʃən/

ترجمه

n. جریان؛ تغییر مداوم؛ تخلیه؛ خروج؛ گذار؛ تحول
Word Forms
جمعfluxions

عبارات و ترکیب‌ها

constant fluxion

جریان ثابت

fluxion calculus

حساب دیفرانسیل جریان

fluxion method

روش جریان

fluxion analysis

تجزیه و تحلیل جریان

fluxion rate

نرخ جریان

fluxion theory

نظریه جریان

fluxion function

تابع جریان

fluxion dynamics

پویایی جریان

fluxion field

میدان جریان

fluxion equation

معادله جریان

جملات نمونه

the fluxion of the river changes with the seasons.

جریان رودخانه با فصل‌ها تغییر می‌کند.

he studied the fluxion of the stock market closely.

او به دقت جریان بازار سهام را مطالعه کرد.

understanding fluxion is essential in advanced calculus.

درک جریان برای حساب دیفرانسیل و انتگرال پیشرفته ضروری است.

the fluxion of ideas can lead to innovation.

جریان ایده‌ها می‌تواند منجر به نوآوری شود.

she explained the concept of fluxion to her students.

او مفهوم جریان را برای دانشجویان خود توضیح داد.

the fluxion of energy in the system is constant.

جریان انرژی در سیستم ثابت است.

in physics, fluxion refers to the rate of change.

در فیزیک، جریان به نرخ تغییر اشاره دارد.

mathematicians often use fluxion in their equations.

دانشمندان ریاضی اغلب از جریان در معادلات خود استفاده می‌کنند.

the fluxion of traffic increased during rush hour.

جریان ترافیک در ساعات اوج ترافیک افزایش یافت.

he felt the fluxion of emotions during the performance.

او در طول اجرا احساس جریان احساسات را کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید