space flyby
پرهواز فضایی
planetary flyby
پرهواز سیارهای
flyby mission
ماموریت پرواز نزدیک
flyby event
رویداد پرواز نزدیک
flyby trajectory
مسیر پرواز نزدیک
flyby observation
مشاهده پرواز نزدیک
flyby data
اطلاعات پرواز نزدیک
flyby technique
تکنیک پرواز نزدیک
flyby analysis
تجزیه و تحلیل پرواز نزدیک
flyby spacecraft
کاوشگر پرواز نزدیک
the spacecraft completed a flyby of jupiter last week.
فضاپیما هفته گذشته از مشتری عبور کرد.
scientists are analyzing data from the recent mars flyby.
دانشمندان در حال تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به عبور اخیر از مریخ هستند.
the flyby provided stunning images of the planet's surface.
عبور از کنار سیاره تصاویری خیرهکننده از سطح سیاره را ارائه داد.
during the flyby, the probe gathered valuable information.
در طول عبور، پروب اطلاعات ارزشمندی جمعآوری کرد.
a flyby mission can save fuel compared to landing.
یک مأموریت عبوری میتواند در مقایسه با فرود سوخت را صرفهجویی کند.
the flyby trajectory was carefully calculated by engineers.
مسیر عبور توسط مهندسان به دقت محاسبه شد.
nasa plans a flyby of the asteroid belt next year.
ناسا قصد دارد سال آینده از کمربند سیارکها عبور کند.
the flyby revealed new details about the moon's geology.
عبور از کنار، جزئیات جدیدی در مورد زمینشناسی ماه آشکار کرد.
after the flyby, scientists will publish their findings.
پس از عبور، دانشمندان یافتههای خود را منتشر خواهند کرد.
they celebrated the successful flyby with a press conference.
آنها موفقیت عبور را با کنفرانس مطبوعاتی جشن گرفتند.
space flyby
پرهواز فضایی
planetary flyby
پرهواز سیارهای
flyby mission
ماموریت پرواز نزدیک
flyby event
رویداد پرواز نزدیک
flyby trajectory
مسیر پرواز نزدیک
flyby observation
مشاهده پرواز نزدیک
flyby data
اطلاعات پرواز نزدیک
flyby technique
تکنیک پرواز نزدیک
flyby analysis
تجزیه و تحلیل پرواز نزدیک
flyby spacecraft
کاوشگر پرواز نزدیک
the spacecraft completed a flyby of jupiter last week.
فضاپیما هفته گذشته از مشتری عبور کرد.
scientists are analyzing data from the recent mars flyby.
دانشمندان در حال تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به عبور اخیر از مریخ هستند.
the flyby provided stunning images of the planet's surface.
عبور از کنار سیاره تصاویری خیرهکننده از سطح سیاره را ارائه داد.
during the flyby, the probe gathered valuable information.
در طول عبور، پروب اطلاعات ارزشمندی جمعآوری کرد.
a flyby mission can save fuel compared to landing.
یک مأموریت عبوری میتواند در مقایسه با فرود سوخت را صرفهجویی کند.
the flyby trajectory was carefully calculated by engineers.
مسیر عبور توسط مهندسان به دقت محاسبه شد.
nasa plans a flyby of the asteroid belt next year.
ناسا قصد دارد سال آینده از کمربند سیارکها عبور کند.
the flyby revealed new details about the moon's geology.
عبور از کنار، جزئیات جدیدی در مورد زمینشناسی ماه آشکار کرد.
after the flyby, scientists will publish their findings.
پس از عبور، دانشمندان یافتههای خود را منتشر خواهند کرد.
they celebrated the successful flyby with a press conference.
آنها موفقیت عبور را با کنفرانس مطبوعاتی جشن گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید