flyby

[ایالات متحده]/ˈflaɪbaɪ/
[بریتانیا]/ˈflaɪbaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پرواز از یک نقطه خاص، به ویژه در ارتفاع کم؛ نزدیک شدن به یک جسم آسمانی برای مشاهده یا جمع‌آوری داده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

space flyby

پرهواز فضایی

planetary flyby

پرهواز سیاره‌ای

flyby mission

ماموریت پرواز نزدیک

flyby event

رویداد پرواز نزدیک

flyby trajectory

مسیر پرواز نزدیک

flyby observation

مشاهده پرواز نزدیک

flyby data

اطلاعات پرواز نزدیک

flyby technique

تکنیک پرواز نزدیک

flyby analysis

تجزیه و تحلیل پرواز نزدیک

flyby spacecraft

کاوشگر پرواز نزدیک

جملات نمونه

the spacecraft completed a flyby of jupiter last week.

فضاپیما هفته گذشته از مشتری عبور کرد.

scientists are analyzing data from the recent mars flyby.

دانشمندان در حال تجزیه و تحلیل داده‌های مربوط به عبور اخیر از مریخ هستند.

the flyby provided stunning images of the planet's surface.

عبور از کنار سیاره تصاویری خیره‌کننده از سطح سیاره را ارائه داد.

during the flyby, the probe gathered valuable information.

در طول عبور، پروب اطلاعات ارزشمندی جمع‌آوری کرد.

a flyby mission can save fuel compared to landing.

یک مأموریت عبوری می‌تواند در مقایسه با فرود سوخت را صرفه‌جویی کند.

the flyby trajectory was carefully calculated by engineers.

مسیر عبور توسط مهندسان به دقت محاسبه شد.

nasa plans a flyby of the asteroid belt next year.

ناسا قصد دارد سال آینده از کمربند سیارک‌ها عبور کند.

the flyby revealed new details about the moon's geology.

عبور از کنار، جزئیات جدیدی در مورد زمین‌شناسی ماه آشکار کرد.

after the flyby, scientists will publish their findings.

پس از عبور، دانشمندان یافته‌های خود را منتشر خواهند کرد.

they celebrated the successful flyby with a press conference.

آنها موفقیت عبور را با کنفرانس مطبوعاتی جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید