flyfish

[ایالات متحده]/ˈflaɪˌfɪʃ/
[بریتانیا]/ˈflaɪˌfɪʃ/

ترجمه

vi. پرندگان را با یک گُلِ فریبکار (fly lure) ماهیگیری کردن.
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردflyfishes
صفت یا فعل حال استمراریflyfishing
زمان گذشتهflyfished
قسمت سوم فعلflyfished

عبارات و ترکیب‌ها

go flyfishing

به جایگاه پرندگان بروید

likes to flyfish

دوست دارد پرندگان را بگیرد

flyfishing rod

تیغه پرندگان

flyfishing gear

تجهیزات پرندگان

flyfish for trout

پرندگان را برای تریوت بگیرید

flyfishing guide

راهنمای پرندگان

learnt to flyfish

یاد گرفت پرندگان را بگیرد

went flyfishing

به پرندگان رفت

loves flyfishing

از پرندگان دوست دارد

flyfishing trip

سفر پرندگان

جملات نمونه

i love to flyfish in the mountain streams.

من دوست دارم در جریان های کوهستانی پرندگان را بچشیم.

he bought new flyfishing gear for his trip.

او برای سفر خود تجهیزات جدید پرندگان را خرید.

the flyfishing season starts in spring.

فصل پرندگان در بهار شروع می شود.

she hired a flyfishing guide for the expedition.

او یک راهنما برای این سفر پرندگان استخدام کرد.

they enjoyed a wonderful flyfishing experience.

آنها یک تجربه زیبای پرندگان را تجربه کردند.

my father taught me how to flyfish when i was young.

پدر من وقتی من جوان بودم به من چگونگی پرندگان را آموزش داد.

the flyfishing rod is made of lightweight graphite.

تیغه پرندگان از گرافیت سبک ساخته شده است.

we need a flyfishing license to fish here.

برای پرندگان در اینجا نیاز به یک مجوز داریم.

he is a passionate flyfishing enthusiast.

او یک علاقه مند پرندگان شدید است.

the flyfishing line drifted gently downstream.

خط پرندگان به آرامی در جریان پایین رفت.

she packed her flyfishing reel in the carrying case.

او چرخ پرندگان خود را در جعبه حمل کرد.

learning proper flyfishing technique takes time.

یادگیری فن مناسب پرندگان زمان می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید