| شکل سوم شخص مفرد | flyfishes |
| صفت یا فعل حال استمراری | flyfishing |
| زمان گذشته | flyfished |
| قسمت سوم فعل | flyfished |
go flyfishing
به جایگاه پرندگان بروید
likes to flyfish
دوست دارد پرندگان را بگیرد
flyfishing rod
تیغه پرندگان
flyfishing gear
تجهیزات پرندگان
flyfish for trout
پرندگان را برای تریوت بگیرید
flyfishing guide
راهنمای پرندگان
learnt to flyfish
یاد گرفت پرندگان را بگیرد
went flyfishing
به پرندگان رفت
loves flyfishing
از پرندگان دوست دارد
flyfishing trip
سفر پرندگان
i love to flyfish in the mountain streams.
من دوست دارم در جریان های کوهستانی پرندگان را بچشیم.
he bought new flyfishing gear for his trip.
او برای سفر خود تجهیزات جدید پرندگان را خرید.
the flyfishing season starts in spring.
فصل پرندگان در بهار شروع می شود.
she hired a flyfishing guide for the expedition.
او یک راهنما برای این سفر پرندگان استخدام کرد.
they enjoyed a wonderful flyfishing experience.
آنها یک تجربه زیبای پرندگان را تجربه کردند.
my father taught me how to flyfish when i was young.
پدر من وقتی من جوان بودم به من چگونگی پرندگان را آموزش داد.
the flyfishing rod is made of lightweight graphite.
تیغه پرندگان از گرافیت سبک ساخته شده است.
we need a flyfishing license to fish here.
برای پرندگان در اینجا نیاز به یک مجوز داریم.
he is a passionate flyfishing enthusiast.
او یک علاقه مند پرندگان شدید است.
the flyfishing line drifted gently downstream.
خط پرندگان به آرامی در جریان پایین رفت.
she packed her flyfishing reel in the carrying case.
او چرخ پرندگان خود را در جعبه حمل کرد.
learning proper flyfishing technique takes time.
یادگیری فن مناسب پرندگان زمان می برد.
go flyfishing
به جایگاه پرندگان بروید
likes to flyfish
دوست دارد پرندگان را بگیرد
flyfishing rod
تیغه پرندگان
flyfishing gear
تجهیزات پرندگان
flyfish for trout
پرندگان را برای تریوت بگیرید
flyfishing guide
راهنمای پرندگان
learnt to flyfish
یاد گرفت پرندگان را بگیرد
went flyfishing
به پرندگان رفت
loves flyfishing
از پرندگان دوست دارد
flyfishing trip
سفر پرندگان
i love to flyfish in the mountain streams.
من دوست دارم در جریان های کوهستانی پرندگان را بچشیم.
he bought new flyfishing gear for his trip.
او برای سفر خود تجهیزات جدید پرندگان را خرید.
the flyfishing season starts in spring.
فصل پرندگان در بهار شروع می شود.
she hired a flyfishing guide for the expedition.
او یک راهنما برای این سفر پرندگان استخدام کرد.
they enjoyed a wonderful flyfishing experience.
آنها یک تجربه زیبای پرندگان را تجربه کردند.
my father taught me how to flyfish when i was young.
پدر من وقتی من جوان بودم به من چگونگی پرندگان را آموزش داد.
the flyfishing rod is made of lightweight graphite.
تیغه پرندگان از گرافیت سبک ساخته شده است.
we need a flyfishing license to fish here.
برای پرندگان در اینجا نیاز به یک مجوز داریم.
he is a passionate flyfishing enthusiast.
او یک علاقه مند پرندگان شدید است.
the flyfishing line drifted gently downstream.
خط پرندگان به آرامی در جریان پایین رفت.
she packed her flyfishing reel in the carrying case.
او چرخ پرندگان خود را در جعبه حمل کرد.
learning proper flyfishing technique takes time.
یادگیری فن مناسب پرندگان زمان می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید