flyspeck evidence
گواهی لکهی ریز
flyspeck detail
جزئیات لکهی ریز
flyspeck mark
علامت لکهی ریز
flyspeck inspection
بازرسی لکهی ریز
flyspeck analysis
تجزیه و تحلیل لکهی ریز
flyspeck issue
مشکل لکهی ریز
flyspeck flaw
عیب لکهی ریز
flyspeck observation
مشاهدهی لکهی ریز
flyspeck problem
مشکل لکهی ریز
flyspeck feature
ویژگی لکهی ریز
he noticed a flyspeck on the window.
او متوجه یک نقطهی ریز روی شیشه شد.
the artist added a flyspeck of paint to the canvas.
هنرمند یک نقطهی ریز رنگ به بوم اضافه کرد.
she found a flyspeck in her book.
او یک نقطهی ریز در کتابش پیدا کرد.
the report was perfect, except for a flyspeck of a mistake.
گزارش عالی بود، به جز یک اشتباه کوچک.
there was a flyspeck on his shirt that he didn't notice.
یک نقطهی ریز روی پیراهنش بود که متوجهش نشد.
the flyspeck on the painting was hardly noticeable.
نقطهی ریز روی نقاشی به سختی قابل توجه بود.
she wiped the flyspeck off the table.
او نقطهی ریز را از روی میز پاک کرد.
even a flyspeck can ruin an otherwise perfect surface.
حتی یک نقطهی ریز هم میتواند یک سطح کاملاً بینقص را خراب کند.
he used a magnifying glass to examine the flyspeck.
او از ذرهبین برای بررسی نقطهی ریز استفاده کرد.
there was a flyspeck in the corner of the room.
یک نقطهی ریز در گوشهی اتاق وجود داشت.
flyspeck evidence
گواهی لکهی ریز
flyspeck detail
جزئیات لکهی ریز
flyspeck mark
علامت لکهی ریز
flyspeck inspection
بازرسی لکهی ریز
flyspeck analysis
تجزیه و تحلیل لکهی ریز
flyspeck issue
مشکل لکهی ریز
flyspeck flaw
عیب لکهی ریز
flyspeck observation
مشاهدهی لکهی ریز
flyspeck problem
مشکل لکهی ریز
flyspeck feature
ویژگی لکهی ریز
he noticed a flyspeck on the window.
او متوجه یک نقطهی ریز روی شیشه شد.
the artist added a flyspeck of paint to the canvas.
هنرمند یک نقطهی ریز رنگ به بوم اضافه کرد.
she found a flyspeck in her book.
او یک نقطهی ریز در کتابش پیدا کرد.
the report was perfect, except for a flyspeck of a mistake.
گزارش عالی بود، به جز یک اشتباه کوچک.
there was a flyspeck on his shirt that he didn't notice.
یک نقطهی ریز روی پیراهنش بود که متوجهش نشد.
the flyspeck on the painting was hardly noticeable.
نقطهی ریز روی نقاشی به سختی قابل توجه بود.
she wiped the flyspeck off the table.
او نقطهی ریز را از روی میز پاک کرد.
even a flyspeck can ruin an otherwise perfect surface.
حتی یک نقطهی ریز هم میتواند یک سطح کاملاً بینقص را خراب کند.
he used a magnifying glass to examine the flyspeck.
او از ذرهبین برای بررسی نقطهی ریز استفاده کرد.
there was a flyspeck in the corner of the room.
یک نقطهی ریز در گوشهی اتاق وجود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید