fogbanks rolling
غبار صبحگاهی در حال غلتیدن
mysterious fogbanks
غبار صبحگاهی مرموز
dense fogbanks
غبار صبحگاهی متراکم
fogbanks ahead
غبار صبحگاهی در پیش رو
thick fogbanks
غبار صبحگاهی غلیظ
fogbanks dissipating
غبار صبحگاهی در حال پراکنده شدن
chasing fogbanks
تعقیب غبار صبحگاهی
fogbanks forming
تشکیل شدن غبار صبحگاهی
fogbanks gathering
گرد هم آمدن غبار صبحگاهی
fogbanks retreating
پسروی غبار صبحگاهی
the fogbanks rolled in from the sea, obscuring the coastline.
باندهای مه از دریا ظاهر شدند و خط ساحلی را پنهان کردند.
we could barely see through the fogbanks during our morning drive.
ما به سختی توانستیم در طول رانندگی صبح خود از میان باندهای مه عبور کنیم.
fogbanks often create a mysterious atmosphere in the early hours.
باندهای مه اغلب در ساعات اولیه یک فضای مرموز ایجاد میکنند.
the ship navigated carefully through the dense fogbanks.
کشتی با احتیاط از میان باندهای مه متراکم عبور کرد.
photographers love capturing the beauty of fogbanks in the mountains.
عکاسان عاشق ثبت زیبایی باندهای مه در کوهها هستند.
as the sun rose, the fogbanks began to dissipate.
همانطور که خورشید طلوع میکرد، باندهای مه شروع به پراکنده شدن کردند.
children played hide and seek in the thick fogbanks.
کودکان در باندهای مه غلیظ، بازی گربه و موش میکردند.
driving through the fogbanks requires extra caution.
رانندگی در میان باندهای مه نیاز به احتیاط بیشتر دارد.
the fogbanks enveloped the city, creating an eerie silence.
باندهای مه شهر را در بر گرفتند و سکوتی عجیب و غریب ایجاد کردند.
we watched the fogbanks dance over the hills at dawn.
ما تماشا کردیم که باندهای مه در سپیده دم بر روی تپهها میرقصند.
fogbanks rolling
غبار صبحگاهی در حال غلتیدن
mysterious fogbanks
غبار صبحگاهی مرموز
dense fogbanks
غبار صبحگاهی متراکم
fogbanks ahead
غبار صبحگاهی در پیش رو
thick fogbanks
غبار صبحگاهی غلیظ
fogbanks dissipating
غبار صبحگاهی در حال پراکنده شدن
chasing fogbanks
تعقیب غبار صبحگاهی
fogbanks forming
تشکیل شدن غبار صبحگاهی
fogbanks gathering
گرد هم آمدن غبار صبحگاهی
fogbanks retreating
پسروی غبار صبحگاهی
the fogbanks rolled in from the sea, obscuring the coastline.
باندهای مه از دریا ظاهر شدند و خط ساحلی را پنهان کردند.
we could barely see through the fogbanks during our morning drive.
ما به سختی توانستیم در طول رانندگی صبح خود از میان باندهای مه عبور کنیم.
fogbanks often create a mysterious atmosphere in the early hours.
باندهای مه اغلب در ساعات اولیه یک فضای مرموز ایجاد میکنند.
the ship navigated carefully through the dense fogbanks.
کشتی با احتیاط از میان باندهای مه متراکم عبور کرد.
photographers love capturing the beauty of fogbanks in the mountains.
عکاسان عاشق ثبت زیبایی باندهای مه در کوهها هستند.
as the sun rose, the fogbanks began to dissipate.
همانطور که خورشید طلوع میکرد، باندهای مه شروع به پراکنده شدن کردند.
children played hide and seek in the thick fogbanks.
کودکان در باندهای مه غلیظ، بازی گربه و موش میکردند.
driving through the fogbanks requires extra caution.
رانندگی در میان باندهای مه نیاز به احتیاط بیشتر دارد.
the fogbanks enveloped the city, creating an eerie silence.
باندهای مه شهر را در بر گرفتند و سکوتی عجیب و غریب ایجاد کردند.
we watched the fogbanks dance over the hills at dawn.
ما تماشا کردیم که باندهای مه در سپیده دم بر روی تپهها میرقصند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید