foiling

[ایالات متحده]/ˈfɔɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزئینات به شکل برگ؛ فویل قلع
v. ناامید کردن؛ ناکام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

foiling plans

اجال برنامه‌ها

foiling attempts

اجال تلاش‌ها

foiling efforts

اجال تلاش‌ها

foiling schemes

اجال طرح‌ها

foiling strategies

اجال استراتژی‌ها

foiling tactics

اجال تاکتیک‌ها

foiling attacks

اجال حملات

foiling threats

اجال تهدیدها

foiling dangers

اجال خطرات

foiling plots

اجال توطئه‌ها

جملات نمونه

the detective is foiling the criminal's plans.

كارآگاه در حال خنثی کردن نقشه‌های جنایتکار است.

her quick thinking was foiling the enemy's strategy.

فكرفوری او در حال خنثی کردن استراتژی دشمن بود.

foiling the attempts of hackers is essential for security.

خنثی کردن تلاش‌های هکرها برای امنیت ضروری است.

he is foiling their efforts to disrupt the event.

او در حال خنثی کردن تلاش‌های آن‌ها برای مختل کردن رویداد است.

foiling the competition requires innovative ideas.

خنثی کردن رقابت نیاز به ایده‌های نوآورانه دارد.

the team succeeded in foiling the rival's plans.

تیم در خنثی کردن نقشه‌های رقیب موفق عمل کرد.

she played a crucial role in foiling the fraud.

او نقش مهمی در خنثی کردن تقلب ایفا کرد.

foiling any sabotage attempts is a priority.

خنثی کردن هرگونه تلاش خرابکارانه اولویت است.

they are working hard on foiling the plot against them.

آنها سخت در تلاشند تا نقشه‌ای که علیه آن‌ها طراحی شده را خنثی کنند.

foiling the surprise attack was a team effort.

خنثی کردن حمله غافلگیرانه یک تلاش تیمی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید