foists

[ایالات متحده]/fɔɪsts/
[بریتانیا]/fɔɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به پذیرش چیزی وادار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

foists upon

به زور تحميل می‌کند

foists off

به زور تحميل می‌کند

foists it

به زور تحميل می‌کند

foists ideas

به زور تحميل می‌کند

foists blame

به زور تحميل می‌کند

foists rules

به زور تحميل می‌کند

foists duties

به زور تحميل می‌کند

foists choices

به زور تحميل می‌کند

foists policies

به زور تحميل می‌کند

foists tasks

به زور تحميل می‌کند

جملات نمونه

the new policy foists additional responsibilities on the employees.

سیاست جدید مسئولیت‌های اضافی را به عهده کارکنان تحمیل می‌کند.

he foists his opinions on everyone at the meeting.

او نظرات خود را به همه در جلسه تحمیل می‌کند.

the company foists low-quality products on unsuspecting customers.

شرکت محصولات با کیفیت پایین را به مشتریان ناآگاه تحمیل می‌کند.

she often foists her chores onto her siblings.

او اغلب کارهای خود را به خواهر و برادرانش تحمیل می‌کند.

don't let him foist his mistakes onto you.

به او اجازه ندهید اشتباهات خود را به شما تحمیل کند.

the government foists regulations that are hard to follow.

دولت مقرراتی را تحمیل می‌کند که پیروی از آنها دشوار است.

he foists his outdated ideas on the younger generation.

او ایده‌های قدیمی خود را به نسل جوان تحمیل می‌کند.

the teacher foists extra assignments on the students.

معلم تکالیف اضافی را به دانش آموزان تحمیل می‌کند.

they foist their financial burdens onto their parents.

آنها بار مالی خود را به والدین خود تحمیل می‌کنند.

the new manager foists strict rules on the team.

مدیر جدید قوانین سختگیرانه را به تیم تحمیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید