fomenting

[ایالات متحده]/fəʊˈmɛntɪŋ/
[بریتانیا]/foʊˈmɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحریک یا برانگیختن (مشکل، ناآرامی و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

fomenting unrest

ایجاد بی‌نظمی

fomenting conflict

ایجاد درگیری

fomenting dissent

ایجاد مخالفت

fomenting revolution

ایجاد انقلاب

fomenting division

ایجاد تفرقه

fomenting chaos

ایجاد هرج و مرج

fomenting violence

ایجاد خشونت

fomenting hatred

ایجاد نفرت

fomenting rebellion

ایجاد شورش

fomenting turmoil

ایجاد آشفتگی

جملات نمونه

they are fomenting unrest in the community.

آنها در حال برانگیختن بی‌نظمی در جامعه هستند.

the group is fomenting a revolution.

آن گروه در حال برانگیختن یک انقلاب است.

fomenting discord can lead to serious consequences.

برانگیختن اختلاف می‌توانند منجر به عواقب جدی شوند.

he was accused of fomenting violence.

اتهام دامن‌زدن به خشونت به او وارد شد.

fomenting division among the team is unproductive.

برانگیختن تفرقه در بین اعضای تیم غیرسازنده است.

the leader is fomenting fear to control the population.

رهبر در حال برانگیختن ترس برای کنترل جمعیت است.

fomenting change requires careful planning.

برانگیختن تغییر نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است.

they accused him of fomenting hatred against minorities.

آنها او را به دامن‌زدن به نفرت علیه اقلیت‌ها متهم کردند.

fomenting enthusiasm among the staff is essential.

برانگیختن شور و شوق در بین کارکنان ضروری است.

the media is often blamed for fomenting panic.

رسانه‌ها اغلب به خاطر برانگیختن وحشت سرزنش می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید