fondo

[ایالات متحده]/ˈfɒndəʊ/
[بریتانیا]/ˈfɑːndoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بستر اقیانوس

عبارات و ترکیب‌ها

fondo de pantalla

زمینه صفحه

fondo de inversión

صندوق سرمایه‌گذاری

fondo común

صندوق مشترک

fondo de emergencia

صندوق اضطراری

fondo de pensiones

صندوق بازنشستگی

fondo de ahorro

صندوق پس‌انداز

fondo de capital

صندوق سرمایه

fondo de comercio

صندوق تجاری

fondo de desarrollo

صندوق توسعه

جملات نمونه

he has a fondo for art and culture.

او علاقه زیادی به هنر و فرهنگ دارد.

she decided to fondo her studies in environmental science.

او تصمیم گرفت تحصیلات خود را در رشته علوم محیطی دنبال کند.

the fondo of the issue lies in economic disparity.

ریشه مشکل در نابرابری اقتصادی است.

they created a fondo to support local charities.

آنها یک صندوق برای حمایت از خیریه‌های محلی ایجاد کردند.

understanding the fondo of the story is essential.

درک مفهوم داستان ضروری است.

he has a fondo for classical music.

او علاقه زیادی به موسیقی کلاسیک دارد.

the fondo of her argument was compelling.

مبنای استدلال او قانع کننده بود.

there is a fondo of truth in his claims.

در ادعاهای او ردی از حقیقت وجود دارد.

we need to fondo our approach to problem-solving.

ما باید رویکرد خود را در حل مشکلات تغییر دهیم.

he often reflects on the fondo of his decisions.

او اغلب در مورد پیامدهای تصمیمات خود فکر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید