fondo de pantalla
زمینه صفحه
fondo de inversión
صندوق سرمایهگذاری
fondo común
صندوق مشترک
fondo de emergencia
صندوق اضطراری
fondo de pensiones
صندوق بازنشستگی
fondo de ahorro
صندوق پسانداز
fondo de capital
صندوق سرمایه
fondo de comercio
صندوق تجاری
fondo de desarrollo
صندوق توسعه
he has a fondo for art and culture.
او علاقه زیادی به هنر و فرهنگ دارد.
she decided to fondo her studies in environmental science.
او تصمیم گرفت تحصیلات خود را در رشته علوم محیطی دنبال کند.
the fondo of the issue lies in economic disparity.
ریشه مشکل در نابرابری اقتصادی است.
they created a fondo to support local charities.
آنها یک صندوق برای حمایت از خیریههای محلی ایجاد کردند.
understanding the fondo of the story is essential.
درک مفهوم داستان ضروری است.
he has a fondo for classical music.
او علاقه زیادی به موسیقی کلاسیک دارد.
the fondo of her argument was compelling.
مبنای استدلال او قانع کننده بود.
there is a fondo of truth in his claims.
در ادعاهای او ردی از حقیقت وجود دارد.
we need to fondo our approach to problem-solving.
ما باید رویکرد خود را در حل مشکلات تغییر دهیم.
he often reflects on the fondo of his decisions.
او اغلب در مورد پیامدهای تصمیمات خود فکر می کند.
fondo de pantalla
زمینه صفحه
fondo de inversión
صندوق سرمایهگذاری
fondo común
صندوق مشترک
fondo de emergencia
صندوق اضطراری
fondo de pensiones
صندوق بازنشستگی
fondo de ahorro
صندوق پسانداز
fondo de capital
صندوق سرمایه
fondo de comercio
صندوق تجاری
fondo de desarrollo
صندوق توسعه
he has a fondo for art and culture.
او علاقه زیادی به هنر و فرهنگ دارد.
she decided to fondo her studies in environmental science.
او تصمیم گرفت تحصیلات خود را در رشته علوم محیطی دنبال کند.
the fondo of the issue lies in economic disparity.
ریشه مشکل در نابرابری اقتصادی است.
they created a fondo to support local charities.
آنها یک صندوق برای حمایت از خیریههای محلی ایجاد کردند.
understanding the fondo of the story is essential.
درک مفهوم داستان ضروری است.
he has a fondo for classical music.
او علاقه زیادی به موسیقی کلاسیک دارد.
the fondo of her argument was compelling.
مبنای استدلال او قانع کننده بود.
there is a fondo of truth in his claims.
در ادعاهای او ردی از حقیقت وجود دارد.
we need to fondo our approach to problem-solving.
ما باید رویکرد خود را در حل مشکلات تغییر دهیم.
he often reflects on the fondo of his decisions.
او اغلب در مورد پیامدهای تصمیمات خود فکر می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید