footednesses

[ایالات متحده]/ˈfʊtɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈfʊtɪdnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت داشتن نوع خاصی از پا یا پاها

عبارات و ترکیب‌ها

left footedness

چپ‌پا بودن

right footedness

راست‌پا بودن

two footedness

دو پا بودن

footedness analysis

تحلیل پا دار بودن

footedness preference

ترجیح پا دار بودن

footedness assessment

ارزیابی پا دار بودن

footedness variation

تغییرات پا دار بودن

footedness training

آموزش پا دار بودن

footedness impact

اثرات پا دار بودن

footedness skills

مهارت‌های پا دار بودن

جملات نمونه

footedness can influence athletic performance.

توانایی ایستادن روی پا می‌تواند بر عملکرد ورزشی تأثیر بگذارد.

understanding your footedness is important for sports.

درک توانایی ایستادن روی پا برای ورزش‌ها مهم است.

his footedness was evident in his dance style.

توانایی ایستادن روی پا در سبک رقص او آشکار بود.

footedness affects how players position themselves.

توانایی ایستادن روی پا بر نحوه قرارگیری بازیکنان تأثیر می‌گذارد.

different footedness can lead to varied strategies in games.

توانایی‌های مختلف ایستادن روی پا می‌تواند منجر به استراتژی‌های متنوع در بازی‌ها شود.

coaches often assess players' footedness for training.

مربیان اغلب توانایی بازیکنان در ایستادن روی پا را برای آموزش ارزیابی می‌کنند.

footedness plays a role in injury prevention.

توانایی ایستادن روی پا در پیشگیری از آسیب نقش دارد.

she discovered her footedness while practicing ballet.

او در حین تمرین باله، توانایی خود در ایستادن روی پا را کشف کرد.

footedness can determine the choice of equipment in sports.

توانایی ایستادن روی پا می‌تواند انتخاب تجهیزات ورزشی را تعیین کند.

his left footedness gave him an advantage in soccer.

توانایی ایستادن روی پای چپ او در فوتبال برتری را برایش فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید