footwork

[ایالات متحده]/'fʊtwɜːk/
[بریتانیا]/'fʊtwɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیوه‌ای که یک فرد پاهایش را حرکت می‌دهد؛ کاری که شامل دویدن زیاد است؛ یک استراتژی.

عبارات و ترکیب‌ها

improve footwork

بهبود مهارت‌های پا

quick footwork

مهارت‌های پا سریع

agile footwork

مهارت‌های پا چابک

جملات نمونه

the fancy footwork of a figure skater.

رقص پا های ظریف یک اسکیت باز نمایشی.

the company had to do a lot of nimble footwork to stay alive.

شرکت مجبور شد تا زنده بماند، کارهای پیچیده و سریعی انجام دهد.

He has excellent footwork on the basketball court.

او در زمین بسکتبال، مهارت‌های حرکتی فوق العاده‌ای دارد.

Dancers need to practice their footwork to improve their performance.

رقص‌ورها باید مهارت‌های حرکتی خود را تمرین کنند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.

The boxer's footwork was crucial in avoiding his opponent's punches.

مهارت‌های حرکتی بوکسور برای جلوگیری از مشت‌های حریف بسیار مهم بود.

Good footwork is essential in martial arts to maintain balance and agility.

مهارت‌های حرکتی خوب برای حفظ تعادل و چابکی در هنرهای رزمی ضروری است.

She tripped over her own feet due to poor footwork.

به دلیل مهارت‌های حرکتی ضعیف، او روی پای خود زمین خورد.

The football player's quick footwork allowed him to dodge the defenders.

مهارت‌های حرکتی سریع فوتبالیست به او اجازه داد تا از مدافعان جا خالی کند.

In salsa dancing, footwork plays a significant role in creating a dynamic performance.

در رقص سالسا، مهارت‌های حرکتی نقش مهمی در ایجاد یک اجرای پویا ایفا می‌کند.

The choreographer focused on refining the dancers' footwork for the upcoming performance.

طراح رقص بر بهبود مهارت‌های حرکتی رقص‌ورها برای اجرای آینده تمرکز کرد.

Athletes spend hours practicing their footwork to enhance their speed and agility.

ورزشکاران ساعت‌ها برای افزایش سرعت و چابکی خود، مهارت‌های حرکتی خود را تمرین می‌کنند.

Proper footwork is key in tennis to reach and return shots effectively.

مهارت‌های حرکتی مناسب در تنیس برای رسیدن و بازگرداندن ضربات به طور موثر، کلیدی است.

نمونه‌های واقعی

The consensus was that had quick footwork, but not much else.

توافق این بود که او سرعت عمل بالایی داشت، اما چیز دیگری نداشت.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

First, start with some fancy footwork.

ابتدا با کمی کار پا شروع کنید.

منبع: Learning charging station

Footwork or strokes, which is harder to nail?

آیا کار پا یا ضربه زدن، کدام یک را سخت‌تر است؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

He says, I need help with my footwork.

او می‌گوید، به کمک در کار پایم نیاز دارم.

منبع: Connection Magazine

Johnny Davis, thank you very much for allowing me to work with you and giving me the footwork.

جانی دیویس، از اینکه به من اجازه دادید با شما کار کنم و به من آموزش دادید، بسیار متشکرم.

منبع: NBA Star Speech Collection

You should join us for training. Sort out your footwork.

باید به ما در تمرین بپیوندید. کار پای خود را مرتب کنید.

منبع: The Legend of Merlin

And I would remember, the first thing I would hear in the morning was banging footwork, rhythmic slapping.

و من به یاد می‌آورم، اولین چیزی که صبح می‌شنیدم صدای کوبیدن پا بود، ضربه زدن ریتمیک.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Financing the project involved fancy footwork.

تامین مالی پروژه شامل کار پا بود.

منبع: Economist Business

His technique required absolutely perfect footwork and he would slip on the tarmac.

تکنیک او به طور مطلق به کار پای عالی نیاز داشت و روی آسفالت می‌لغزید.

منبع: Radio Laboratory

In that film, she had to sing and dance. So she practiced her footwork and body movements to play King.

در آن فیلم، او باید آواز می‌خواند و می‌رقصید. بنابراین او برای نقش شاه، کار پا و حرکات بدنش را تمرین کرد.

منبع: VOA Special September 2017 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید