legwork

[ایالات متحده]/'legwɜːk/
[بریتانیا]/'lɛg'wɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاری که خارج از دفتر برای جمع‌آوری اطلاعات یا تحقیق انجام می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

do the legwork

انجام کارهای اولیه

legwork is essential

انجام کارها ضروری است

جملات نمونه

I had to do all the legwork for the project.

من مجبور بودم تمام کارها را برای پروژه انجام دهم.

She did all the legwork before presenting the proposal.

او قبل از ارائه پیشنهاد، تمام کارها را انجام داد.

The interns were assigned the legwork of collecting data.

به کارآموزان وظیفه جمع آوری داده ها محول شد.

He's willing to do the legwork to make sure the event is a success.

او مایل است تمام کارها را انجام دهد تا مطمئن شود که رویداد موفقیت آمیز است.

The team divided the legwork evenly among its members.

تیم کارها را به طور مساوی بین اعضای خود تقسیم کرد.

The assistant took care of all the legwork for the upcoming meeting.

دستیار از تمام کارها برای جلسه آینده مراقبت کرد.

They had to do the legwork of contacting all the suppliers.

آنها مجبور بودند تمام کارها را برای تماس با همه تامین کنندگان انجام دهند.

The success of the project depended on the legwork done by the research team.

موفقیت پروژه به کارهایی که تیم تحقیقاتی انجام داده بود بستگی داشت.

Before launching the product, they did extensive legwork on market trends.

قبل از راه اندازی محصول، آنها تحقیقات گسترده ای در مورد روند بازار انجام دادند.

She always does the legwork necessary for her presentations.

او همیشه کارهایی را که برای ارائه هایش لازم است انجام می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید