foraged food
غذاهای جمعآوریشده
foraged herbs
گیاهان دارویی جمعآوریشده
foraged mushrooms
قارچهای جمعآوریشده
foraged plants
گیاهان جمعآوریشده
foraged berries
توتهای جمعآوریشده
foraged greens
سبزیجات جمعآوریشده
foraged nuts
آجیلهای جمعآوریشده
foraged flowers
گلهای جمعآوریشده
foraged seafood
موجودیات جمعآوریشده
foraged roots
ریشههای جمعآوریشده
she foraged for wild mushrooms in the forest.
او در جنگل به دنبال قارچهای وحشی گشت.
he foraged through the garden for fresh herbs.
او در باغ برای یافتن گیاهان معطر تازه گشت.
they foraged for berries along the hiking trail.
آنها در امتداد مسیر پیادهروی به دنبال توت گشتند.
the children foraged for acorns in the park.
کودکان در پارک به دنبال بلوط گشتند.
during the hike, we foraged for edible plants.
در طول پیادهروی، ما به دنبال گیاهان خوراکی گشتیم.
he foraged for food when he was lost in the wilderness.
وقتی او در طبیعت وحشی گم شد، به دنبال غذا گشت.
we foraged for seaweed on the beach.
ما در ساحل به دنبال جلبک دریایی گشتیم.
she foraged in the backyard for ripe tomatoes.
او در حیاط پشتی به دنبال گوجه فرنگی رسیده گشت.
he foraged the local markets for fresh produce.
او برای یافتن محصولات تازه، بازارهای محلی را گشت.
foraged food
غذاهای جمعآوریشده
foraged herbs
گیاهان دارویی جمعآوریشده
foraged mushrooms
قارچهای جمعآوریشده
foraged plants
گیاهان جمعآوریشده
foraged berries
توتهای جمعآوریشده
foraged greens
سبزیجات جمعآوریشده
foraged nuts
آجیلهای جمعآوریشده
foraged flowers
گلهای جمعآوریشده
foraged seafood
موجودیات جمعآوریشده
foraged roots
ریشههای جمعآوریشده
she foraged for wild mushrooms in the forest.
او در جنگل به دنبال قارچهای وحشی گشت.
he foraged through the garden for fresh herbs.
او در باغ برای یافتن گیاهان معطر تازه گشت.
they foraged for berries along the hiking trail.
آنها در امتداد مسیر پیادهروی به دنبال توت گشتند.
the children foraged for acorns in the park.
کودکان در پارک به دنبال بلوط گشتند.
during the hike, we foraged for edible plants.
در طول پیادهروی، ما به دنبال گیاهان خوراکی گشتیم.
he foraged for food when he was lost in the wilderness.
وقتی او در طبیعت وحشی گم شد، به دنبال غذا گشت.
we foraged for seaweed on the beach.
ما در ساحل به دنبال جلبک دریایی گشتیم.
she foraged in the backyard for ripe tomatoes.
او در حیاط پشتی به دنبال گوجه فرنگی رسیده گشت.
he foraged the local markets for fresh produce.
او برای یافتن محصولات تازه، بازارهای محلی را گشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید