foraged

[ایالات متحده]/ˈfɒrɪdʒd/
[بریتانیا]/ˈfɔːrɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غذا را جستجو کرد، به ویژه توسط حیوانات؛ چیزها را جستجو کرد، به ویژه با دست

عبارات و ترکیب‌ها

foraged food

غذاهای جمع‌آوری‌شده

foraged herbs

گیاهان دارویی جمع‌آوری‌شده

foraged mushrooms

قارچ‌های جمع‌آوری‌شده

foraged plants

گیاهان جمع‌آوری‌شده

foraged berries

توت‌های جمع‌آوری‌شده

foraged greens

سبزیجات جمع‌آوری‌شده

foraged nuts

آجیل‌های جمع‌آوری‌شده

foraged flowers

گل‌های جمع‌آوری‌شده

foraged seafood

موجودیات جمع‌آوری‌شده

foraged roots

ریشه‌های جمع‌آوری‌شده

جملات نمونه

she foraged for wild mushrooms in the forest.

او در جنگل به دنبال قارچ‌های وحشی گشت.

he foraged through the garden for fresh herbs.

او در باغ برای یافتن گیاهان معطر تازه گشت.

they foraged for berries along the hiking trail.

آنها در امتداد مسیر پیاده‌روی به دنبال توت گشتند.

the children foraged for acorns in the park.

کودکان در پارک به دنبال بلوط گشتند.

during the hike, we foraged for edible plants.

در طول پیاده‌روی، ما به دنبال گیاهان خوراکی گشتیم.

he foraged for food when he was lost in the wilderness.

وقتی او در طبیعت وحشی گم شد، به دنبال غذا گشت.

we foraged for seaweed on the beach.

ما در ساحل به دنبال جلبک دریایی گشتیم.

she foraged in the backyard for ripe tomatoes.

او در حیاط پشتی به دنبال گوجه فرنگی رسیده گشت.

he foraged the local markets for fresh produce.

او برای یافتن محصولات تازه، بازارهای محلی را گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید