scavenged

[ایالات متحده]/ˈskæv.ɪndʒd/
[بریتانیا]/ˈskæv.ɪndʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تغذیه کردن از (زباله، لاشه)؛ جستجو کردن برای غذا یا اقلام قابل استفاده در زباله

عبارات و ترکیب‌ها

scavenged materials

مواد جمع‌آوری‌شده

scavenged food

غذاهای جمع‌آوری‌شده

scavenged items

اشیای جمع‌آوری‌شده

scavenged resources

منابع جمع‌آوری‌شده

scavenged parts

قطعات جمع‌آوری‌شده

scavenged treasures

گنج‌های جمع‌آوری‌شده

scavenged debris

ضایعات جمع‌آوری‌شده

scavenged goods

کالا‌های جمع‌آوری‌شده

scavenged supplies

تدارکات جمع‌آوری‌شده

scavenged objects

اشیاء جمع‌آوری‌شده

جملات نمونه

he scavenged through the rubble for valuable items.

او در میان آوار به دنبال اقلام با ارزش گشت.

the children scavenged for food in the abandoned building.

کودکان برای یافتن غذا در ساختمان متروکه جستجو کردند.

she scavenged parts from old electronics to build a new device.

او قطعات را از وسایل الکترونیکی قدیمی جمع آوری کرد تا یک دستگاه جدید بسازد.

they scavenged the beach for shells and driftwood.

آنها ساحل را برای صدف و الوار جستجو کردند.

after the storm, he scavenged the area for lost belongings.

بعد از طوفان، او منطقه را برای یافتن وسایل گمشده جستجو کرد.

she scavenged information from various sources for her research.

او اطلاعات را از منابع مختلف برای تحقیقات خود جمع آوری کرد.

the artist scavenged materials to create her sculptures.

هنرمند برای ساختن مجسمه های خود مواد جمع آوری کرد.

he scavenged the internet for rare books.

او اینترنت را برای یافتن کتاب های کمیاب جستجو کرد.

they scavenged the forest for wild mushrooms.

آنها جنگل را برای یافتن قارچ های وحشی جستجو کردند.

she often scavenged through thrift stores for unique clothing.

او اغلب از مغازه های دست دوم برای یافتن لباس های منحصر به فرد جستجو می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید