forayed

[ایالات متحده]/ˈfɔːreɪd/
[بریتانیا]/ˈfɔːreɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمله یا نفوذ ناگهانی به قلمرو دشمن انجام داد

عبارات و ترکیب‌ها

forayed into

وارد شدند

forayed out

بیرون رفتند

forayed forth

به جلو رفتند

forayed beyond

فراتر رفتند

forayed through

از میان رفتند

forayed across

از فراز رفتند

forayed into markets

وارد بازارها شدند

forayed into territory

وارد قلمرو شدند

forayed into business

وارد تجارت شدند

forayed into art

وارد هنر شدند

جملات نمونه

the artist forayed into new styles of painting.

هنرمند وارد سبک‌های جدید نقاشی شد.

she forayed into the world of fashion design.

او وارد دنیای طراحی مد شد.

the company forayed into international markets.

شرکت وارد بازارهای بین‌المللی شد.

he forayed into writing after years of working in finance.

او پس از سال‌ها کار در امور مالی وارد نویسندگی شد.

the team forayed into new technology to enhance productivity.

تیم وارد فناوری‌های جدید برای افزایش بهره‌وری شد.

they forayed into the realm of digital marketing.

آنها وارد حوزه بازاریابی دیجیتال شدند.

she forayed into acting while studying in college.

او در حالی که در دانشگاه تحصیل می‌کرد وارد بازیگری شد.

the chef forayed into vegan cuisine.

سرآشپز وارد آشپزی گیاهخواری شد.

the explorer forayed into uncharted territories.

کاوشگر وارد مناطق ناشناخته شد.

he forayed into entrepreneurship after years of employment.

او پس از سال‌ها اشتغال وارد کارآفرینی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید