foramina

[ایالات متحده]/fəˈreɪ.mən/
[بریتانیا]/fəˈreɪ.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکاف یا سوراخ کوچک در یک ساختار، به ویژه در آناتومی؛ یک سوراخ یا گذرگاه در یک زمینه بیولوژیکی؛ یک شکاف در ساختارهای گیاهی یا جانوری

عبارات و ترکیب‌ها

foramen magnum

سوراخ بزرگ مغز

foramen ovale

سوراخ بیضی شکل

foramen rotundum

سوراخ گرد

foramen spinosum

سوراخ خاردار

foramen lacerum

سوراخ پاره

foramen jugulare

سوراخ گلویی

foramen transversarium

سوراخ عرضی

foramen ethmoidale

سوراخ اِتِموییدی

foramen incisivum

سوراخ دندان‌دار

foramen sacralis

سوراخ خاجی

جملات نمونه

the foramen allows nerves to pass through the skull.

فرامِن به اعصاب اجازه می‌دهد تا از طریق جمجمه عبور کنند.

in anatomy, the foramen is a critical structure.

در آناتومی، فرامِن یک ساختار حیاتی است.

doctors often examine the foramen during surgeries.

پزشکان اغلب فرامِن را در طول جراحی‌ها بررسی می‌کنند.

the foramen magnum is the largest foramen in the skull.

فرامِن منگنم بزرگترین فرامِن در جمجمه است.

each foramen serves a specific function in the body.

هر فرامِن یک عملکرد خاص در بدن دارد.

damage to the foramen can lead to serious complications.

آسیب به فرامِن می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

the foramen is essential for the passage of blood vessels.

فرامِن برای عبور رگ‌های خونی ضروری است.

research on the foramen helps us understand human anatomy better.

تحقیقات در مورد فرامِن به ما کمک می‌کند تا آناتومی انسان را بهتر درک کنیم.

foramen size can vary significantly among different species.

اندازه فرامِن می‌تواند به طور قابل توجهی در گونه‌های مختلف متفاوت باشد.

the foramen is often highlighted in medical textbooks.

فرامِن اغلب در کتاب‌های درسی پزشکی برجسته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید