fording

[ایالات متحده]/ˈfɔːdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل عبور از آب؛ مکان کم عمق در یک رودخانه یا جویبار
v. عمل عبور از یک توده آب با پا گذاشتن در آن

عبارات و ترکیب‌ها

river fording

عبور از رودخانه

fording point

نقطه عبور

fording site

محل عبور

easy fording

عبور آسان

fording vehicle

وسیله نقلیه عبوری

fording method

روش عبور

safe fording

عبور ایمن

fording area

منطقه عبور

fording challenge

چالش عبور

fording technique

تکنیک عبور

جملات نمونه

fording the river was challenging during the rainy season.

عبور از رودخانه در فصل بارانی چالش‌برانگیز بود.

we found a safe spot for fording the creek.

ما یک مکان امن برای عبور از جویبار پیدا کردیم.

the soldiers were fording the stream to reach the enemy's camp.

سربازان برای رسیدن به اردوگاه دشمن در حال عبور از جریان بودند.

fording across the shallow water was easier than expected.

عبور از آب کم‌عمق آسان‌تر از حد انتظار بود.

they used a map to locate the best fording point.

آنها از نقشه برای یافتن بهترین نقطه عبور استفاده کردند.

fording the river requires careful planning and timing.

عبور از رودخانه نیاز به برنامه‌ریزی و زمان‌بندی دقیق دارد.

we had to wait for the water level to drop before fording.

ما باید صبر می‌کردیم تا سطح آب پایین بیاید قبل از عبور.

fording can be risky if you don't know the terrain.

عبور می‌تواند خطرناک باشد اگر از زمین‌شناسی اطلاع نداشته باشید.

the guide showed us the safest method for fording.

راهنما روش امن عبور را به ما نشان داد.

after fording, we continued our hike on the other side.

بعد از عبور، به پیاده‌روی خود در طرف دیگر ادامه دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید