forecastedly

[ایالات متحده]/[/ˈfɔːkɑːstɪdli/]/
[بریتانیا]/[/ˈfɔːrkæstɪdli/]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مربوط به پیش‌بینی یا پیش‌بینی یک رویداد آینده است.

جملات نمونه

the temperature will forecastedly drop below freezing tonight.

دما امروز شام احتمالاً زیر صفر خواهد ریخت.

the company forecastedly expects a 20% increase in sales.

شرکت احتمالاً ۲۰ درصد افزایش فروش را پیش بینی می کند.

the population is forecastedly going to double by 2050.

جمعیت احتمالاً تا سال ۲۰۵۰ دو برابر خواهد شد.

the project forecastedly will be completed by next year.

پروژه احتمالاً تا سال بعد کامل خواهد شد.

economic growth is forecastedly expected to slow down.

رشد اقتصادی احتمالاً کاهش خواهد یافت.

the weather forecastedly suggests heavy rainfall this weekend.

پیش بینی هواشناسی احتمالاً بارش های سنگین این هفته پایانی را پیش بینی می کند.

the housing market is forecastedly predicted to stabilize.

بازار مسکن احتمالاً پایدار خواهد شد.

the demand for electricity forecastedly will increase during summer.

تقاضا برای برق احتمالاً در فصل تابستان افزایش خواهد یافت.

the unemployment rate is forecastedly set to decline.

نرخ بی کاری احتمالاً کاهش خواهد یافت.

the stock prices forecastedly will fluctuate due to market conditions.

قیمت سهام احتمالاً به دلیل شرایط بازار متغیر خواهد بود.

renewable energy usage is forecastedly becoming more popular.

استفاده از انرژی های تجدید پذیر احتمالاً محبوب تر خواهد شد.

tourism is forecastedly expected to recover next year.

گردشگری احتمالاً سال بعد بازگشت خواهد یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید