expectedly, it rained.
به طور قابل پیشبینی، باران بارید.
expectedly high prices
قیمتهای به طور قابل پیشبینی بالا
expectedly good result
نتیجه به طور قابل پیشبینی خوب
expectedly late arrival
تاخیر به طور قابل پیشبینی
expectedly difficult task
وظیفه به طور قابل پیشبینی دشوار
expectedly polite behavior
رفتار به طور قابل پیشبینی مؤدبانه
expectedly calm reaction
واکنش به طور قابل پیشبینی آرام
expectedly quiet evening
عصر به طور قابل پیشبینی آرام
expectedly warm welcome
استقبال به طور قابل پیشبینی گرم
expectedly successful launch
راهاندازی به طور قابل پیشبینی موفق
the team performed expectedly well in the final match.
تیم عملکرد خوبی متناسب با انتظار در مسابقه نهایی داشت.
the project concluded expectedly within the allocated timeframe.
پروژه متناسب با انتظار در بازه زمانی تعیین شده به پایان رسید.
the stock market reacted expectedly to the news announcement.
بازار سهام متناسب با انتظار به اعلام خبر واکنش نشان داد.
she arrived expectedly at ten o'clock this morning.
او متناسب با انتظار ساعت ده صبح امروز رسید.
the weather turned expectedly cold last night.
هوا متناسب با انتظار شب گذشته سرد شد.
the results came out expectedly, confirming our hypothesis.
نتایج متناسب با انتظار بیرون آمدند و فرضیه ما را تایید کردند.
he behaved expectedly during the interview process.
او در طول فرآیند مصاحبه متناسب با انتظار رفتار کرد.
the concert ended expectedly with a standing ovation.
کنسرت متناسب با انتظار با تشویق ایستادهای به پایان رسید.
the price increased expectedly due to rising demand.
قیمت به دلیل افزایش تقاضا متناسب با انتظار افزایش یافت.
the software functioned expectedly after the update.
نرمافزار پس از بهروزرسانی متناسب با انتظار کار کرد.
the audience responded expectedly to the comedian's jokes.
مخاطبان متناسب با انتظار به شوخیهای کمدین واکنش نشان دادند.
expectedly, it rained.
به طور قابل پیشبینی، باران بارید.
expectedly high prices
قیمتهای به طور قابل پیشبینی بالا
expectedly good result
نتیجه به طور قابل پیشبینی خوب
expectedly late arrival
تاخیر به طور قابل پیشبینی
expectedly difficult task
وظیفه به طور قابل پیشبینی دشوار
expectedly polite behavior
رفتار به طور قابل پیشبینی مؤدبانه
expectedly calm reaction
واکنش به طور قابل پیشبینی آرام
expectedly quiet evening
عصر به طور قابل پیشبینی آرام
expectedly warm welcome
استقبال به طور قابل پیشبینی گرم
expectedly successful launch
راهاندازی به طور قابل پیشبینی موفق
the team performed expectedly well in the final match.
تیم عملکرد خوبی متناسب با انتظار در مسابقه نهایی داشت.
the project concluded expectedly within the allocated timeframe.
پروژه متناسب با انتظار در بازه زمانی تعیین شده به پایان رسید.
the stock market reacted expectedly to the news announcement.
بازار سهام متناسب با انتظار به اعلام خبر واکنش نشان داد.
she arrived expectedly at ten o'clock this morning.
او متناسب با انتظار ساعت ده صبح امروز رسید.
the weather turned expectedly cold last night.
هوا متناسب با انتظار شب گذشته سرد شد.
the results came out expectedly, confirming our hypothesis.
نتایج متناسب با انتظار بیرون آمدند و فرضیه ما را تایید کردند.
he behaved expectedly during the interview process.
او در طول فرآیند مصاحبه متناسب با انتظار رفتار کرد.
the concert ended expectedly with a standing ovation.
کنسرت متناسب با انتظار با تشویق ایستادهای به پایان رسید.
the price increased expectedly due to rising demand.
قیمت به دلیل افزایش تقاضا متناسب با انتظار افزایش یافت.
the software functioned expectedly after the update.
نرمافزار پس از بهروزرسانی متناسب با انتظار کار کرد.
the audience responded expectedly to the comedian's jokes.
مخاطبان متناسب با انتظار به شوخیهای کمدین واکنش نشان دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید