divine foreknowledges
دانش پیشین الهی
human foreknowledges
دانش پیشین انسانی
limited foreknowledges
دانش پیشین محدود
universal foreknowledges
دانش پیشین جهانی
future foreknowledges
دانش پیشین آینده
moral foreknowledges
دانش پیشین اخلاقی
prophetic foreknowledges
دانش پیشین نبوی
spiritual foreknowledges
دانش پیشین معنوی
cosmic foreknowledges
دانش پیشین کیهانی
innate foreknowledges
دانش پیشین ذاتی
his foreknowledges about the project helped us avoid many pitfalls.
دانستنهای قبلی او درباره پروژه به ما کمک کرد تا از بسیاری از مشکلات جلوگیری کنیم.
she relied on her foreknowledges to make informed decisions.
او برای تصمیمگیری آگاهانه به دانستنهای قبلی خود متکی بود.
foreknowledges can sometimes lead to overconfidence in one's abilities.
دانستنهای قبلی گاهی اوقات میتواند منجر به اعتماد بیش از حد به تواناییهای خود شود.
his foreknowledges of market trends proved invaluable to the team.
دانستنهای قبلی او در مورد روند بازار برای تیم بسیار ارزشمند بود.
having foreknowledges of potential challenges is crucial for success.
داشتن دانستنهای قبلی از چالشهای احتمالی برای موفقیت بسیار مهم است.
her foreknowledges allowed her to prepare for the unexpected.
دانستنهای قبلی او به او اجازه داد تا برای موارد غیرمنتظره آماده شود.
foreknowledges in technology can give a competitive edge.
دانستنهای قبلی در فناوری میتواند یک مزیت رقابتی ایجاد کند.
he used his foreknowledges to mentor younger colleagues.
او از دانستنهای قبلی خود برای راهنمایی همکاران جوانتر استفاده کرد.
her foreknowledges helped her navigate complex situations smoothly.
دانستنهای قبلی او به او کمک کرد تا به طور روانه در موقعیتهای پیچیده حرکت کند.
foreknowledges can enhance strategic planning and execution.
دانستنهای قبلی میتواند برنامهریزی و اجرای استراتژیک را بهبود بخشد.
divine foreknowledges
دانش پیشین الهی
human foreknowledges
دانش پیشین انسانی
limited foreknowledges
دانش پیشین محدود
universal foreknowledges
دانش پیشین جهانی
future foreknowledges
دانش پیشین آینده
moral foreknowledges
دانش پیشین اخلاقی
prophetic foreknowledges
دانش پیشین نبوی
spiritual foreknowledges
دانش پیشین معنوی
cosmic foreknowledges
دانش پیشین کیهانی
innate foreknowledges
دانش پیشین ذاتی
his foreknowledges about the project helped us avoid many pitfalls.
دانستنهای قبلی او درباره پروژه به ما کمک کرد تا از بسیاری از مشکلات جلوگیری کنیم.
she relied on her foreknowledges to make informed decisions.
او برای تصمیمگیری آگاهانه به دانستنهای قبلی خود متکی بود.
foreknowledges can sometimes lead to overconfidence in one's abilities.
دانستنهای قبلی گاهی اوقات میتواند منجر به اعتماد بیش از حد به تواناییهای خود شود.
his foreknowledges of market trends proved invaluable to the team.
دانستنهای قبلی او در مورد روند بازار برای تیم بسیار ارزشمند بود.
having foreknowledges of potential challenges is crucial for success.
داشتن دانستنهای قبلی از چالشهای احتمالی برای موفقیت بسیار مهم است.
her foreknowledges allowed her to prepare for the unexpected.
دانستنهای قبلی او به او اجازه داد تا برای موارد غیرمنتظره آماده شود.
foreknowledges in technology can give a competitive edge.
دانستنهای قبلی در فناوری میتواند یک مزیت رقابتی ایجاد کند.
he used his foreknowledges to mentor younger colleagues.
او از دانستنهای قبلی خود برای راهنمایی همکاران جوانتر استفاده کرد.
her foreknowledges helped her navigate complex situations smoothly.
دانستنهای قبلی او به او کمک کرد تا به طور روانه در موقعیتهای پیچیده حرکت کند.
foreknowledges can enhance strategic planning and execution.
دانستنهای قبلی میتواند برنامهریزی و اجرای استراتژیک را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید