long forelocks
ریش بلند
curly forelocks
ریشهای چنگالی
forelocks tied
ریش بسته
forelocks flowing
ریش رها
braided forelocks
ریش بافته
forelocks hanging
ریش آویزان
forelocks styled
ریش مرتب
forelocks trimmed
ریش کوتاه شده
forelocks combed
ریش شانه شده
forelocks parted
ریش تقسیم شده
the horse's forelocks flowed in the wind as it galloped.
گیسهای پیشین اسب در باد رها بودند، در حالی که با سرعت میدوید.
she tied her forelocks back with a ribbon.
او گیسهای پیشین خود را با یک روبان بست.
the stylist suggested trimming the forelocks for a fresh look.
آراینده پیشنهاد کرد که برای یک ظاهر جدید، گیسهای پیشین را کوتاه کند.
forelocks can add a unique touch to a hairstyle.
گیسهای پیشین میتوانند یک لمس منحصربهفرد به یک مدل مو اضافه کنند.
he brushed his forelocks to the side for a casual style.
او گیسهای پیشین خود را به یک طرف شانه کرد تا یک استایل معمولی داشته باشد.
the horse trainer braided the forelocks of the stallion.
مربی اسب گیسهای پیشین اسب نر را بافت.
she admired the way the forelocks framed her face.
او نحوه قابدار کردن صورتش با گیسهای پیشین را تحسین کرد.
forelocks are often styled differently for competitions.
گیسهای پیشین اغلب برای مسابقات به روشهای مختلفی مدلسازی میشوند.
the child loved playing with the horse's forelocks.
کودک عاشق بازی کردن با گیسهای پیشین اسب بود.
in the photo, the forelocks of the pony looked so fluffy.
در عکس، گیسهای پیشین پونی بسیار پفدار به نظر میرسیدند.
long forelocks
ریش بلند
curly forelocks
ریشهای چنگالی
forelocks tied
ریش بسته
forelocks flowing
ریش رها
braided forelocks
ریش بافته
forelocks hanging
ریش آویزان
forelocks styled
ریش مرتب
forelocks trimmed
ریش کوتاه شده
forelocks combed
ریش شانه شده
forelocks parted
ریش تقسیم شده
the horse's forelocks flowed in the wind as it galloped.
گیسهای پیشین اسب در باد رها بودند، در حالی که با سرعت میدوید.
she tied her forelocks back with a ribbon.
او گیسهای پیشین خود را با یک روبان بست.
the stylist suggested trimming the forelocks for a fresh look.
آراینده پیشنهاد کرد که برای یک ظاهر جدید، گیسهای پیشین را کوتاه کند.
forelocks can add a unique touch to a hairstyle.
گیسهای پیشین میتوانند یک لمس منحصربهفرد به یک مدل مو اضافه کنند.
he brushed his forelocks to the side for a casual style.
او گیسهای پیشین خود را به یک طرف شانه کرد تا یک استایل معمولی داشته باشد.
the horse trainer braided the forelocks of the stallion.
مربی اسب گیسهای پیشین اسب نر را بافت.
she admired the way the forelocks framed her face.
او نحوه قابدار کردن صورتش با گیسهای پیشین را تحسین کرد.
forelocks are often styled differently for competitions.
گیسهای پیشین اغلب برای مسابقات به روشهای مختلفی مدلسازی میشوند.
the child loved playing with the horse's forelocks.
کودک عاشق بازی کردن با گیسهای پیشین اسب بود.
in the photo, the forelocks of the pony looked so fluffy.
در عکس، گیسهای پیشین پونی بسیار پفدار به نظر میرسیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید