forenoon

[ایالات متحده]/fɔːˈnuːn/
[بریتانیا]/fɔrˈnun/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره زمانی از طلوع آفتاب تا ظهر; زمان قبل از ظهر
Word Forms
جمعforenoons

عبارات و ترکیب‌ها

early forenoon

نیمهٔ نخستین روز

forenoon meeting

جلسهٔ پیش از ظهر

forenoon sun

خورشید پیش از ظهر

forenoon hours

ساعت‌های پیش از ظهر

forenoon shift

شیفت پیش از ظهر

forenoon break

استراحت پیش از ظهر

forenoon class

کلاس پیش از ظهر

forenoon activities

فعالیت‌های پیش از ظهر

forenoon stroll

قدم زدن پیش از ظهر

forenoon routine

برنامهٔ پیش از ظهر

جملات نمونه

we usually have breakfast in the forenoon.

ما معمولاً صبح زود صبحانه می‌خوریم.

the forenoon was filled with meetings and discussions.

صبح زود پر از جلسات و بحث بود.

she prefers to study in the forenoon when it's quiet.

او ترجیح می‌دهد در صبح زود مطالعه کند وقتی که آرام است.

during the forenoon, i like to go for a walk.

در طول صبح زود، دوست دارم برای پیاده‌روی بیرون بروم.

the forenoon sun is perfect for gardening.

نور خورشید صبح زود برای باغبانی عالی است.

he often runs errands in the forenoon.

او اغلب در صبح زود کارهای خرید انجام می‌دهد.

we had a productive forenoon at the workshop.

ما یک صبح زود پربار در کارگاه داشتیم.

the forenoon is the best time for concentration.

صبح زود بهترین زمان برای تمرکز است.

she enjoys a cup of tea in the forenoon.

او از یک فنجان چای در صبح زود لذت می‌برد.

in the forenoon, the streets are less crowded.

در صبح زود، خیابان‌ها کم جمعیت‌تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید