foreplays

[ایالات متحده]/ˈfɔːpleɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔrpleɪz/

ترجمه

n. فعالیت‌های صمیمی قبل از رابطه جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

intimate foreplays

پیش‌نوازی‌های صمیمی

passionate foreplays

پیش‌نوازی‌های پرشور

sensual foreplays

پیش‌نوازی‌های شهوانی

extended foreplays

پیش‌نوازی‌های طولانی

romantic foreplays

پیش‌نوازی‌های عاشقانه

playful foreplays

پیش‌نوازی‌های بازیگوشانه

erotic foreplays

پیش‌نوازی‌های شهوت‌آمیز

quick foreplays

پیش‌نوازی‌های سریع

creative foreplays

پیش‌نوازی‌های خلاقانه

mutual foreplays

پیش‌نوازی‌های متقابل

جملات نمونه

foreplays can enhance intimacy between partners.

پیش‌بازی‌ها می‌توانند صمیمیت را بین شرکا افزایش دهند.

many couples enjoy experimenting with different foreplays.

زوج‌های زیادی از امتحان کردن پیش‌بازی‌های مختلف لذت می‌برند.

effective communication is key during foreplays.

ارتباط موثر در طول پیش‌بازی‌ها کلیدی است.

foreplays help build anticipation and excitement.

پیش‌بازی‌ها به ایجاد انتظار و هیجان کمک می‌کنند.

understanding each other's preferences can improve foreplays.

درک ترجیحات یکدیگر می‌تواند پیش‌بازی‌ها را بهبود بخشد.

foreplays can vary greatly from one couple to another.

پیش‌بازی‌ها می‌توانند از یک زوج به زوج دیگر بسیار متفاوت باشند.

some people find foreplays essential to their experience.

برخی افراد پیش‌بازی‌ها را برای تجربه خود ضروری می‌دانند.

incorporating foreplays can lead to a more satisfying relationship.

گنجاندن پیش‌بازی‌ها می‌تواند منجر به یک رابطه رضایت‌بخش‌تر شود.

foreplays can be both playful and romantic.

پیش‌بازی‌ها می‌توانند هم بازیگوشانه و هم رمانتیک باشند.

exploring new foreplays can reignite passion in a relationship.

کاوش در پیش‌بازی‌های جدید می‌تواند بار دیگر شور و اشتیاق را در یک رابطه زنده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید