| جمع | foresisters |
her foresister
خواهر قبلی او
a foresister
یک خواهر قبلی
my foresister
خواهر قبلی من
the foresister
خواهر قبلی
our foresisters
خواهرهای قبلی ما
early foresisters
خواهرهای اولیه
brave foresisters
خواهرهای شجاع قبلی
many foresisters
خواهرهای قبلی زیادی
female foresister
خواهر قبلی زن
wise foresister
خواهر قبلی حکیم
my foresister taught me how to bake traditional cakes.
خواهر بزرگ من به من یاد داد که چگونه کیکهای سنتی را بپزیم.
the foresister protected her younger siblings from danger.
خواهر بزرگ او خواهر و برادر کوچکتر خود را از خطر حمایت میکرد.
every family has a wise foresister who guides the others.
هر خانواده یک خواهر بزرگ با اندیشهای آگاه دارد که دیگران را راهنمایی میکند.
the foresister gave valuable advice to the family.
خواهر بزرگ مشورتهای ارزشمندی به خانواده داد.
my foresister always stood up for me when i was bullied.
خواهر بزرگ من همیشه در زمانی که من مورد توهین قرار میگرفتم، به من کمک میکرد.
the ancient legend spoke of a powerful foresister who ruled the kingdom.
داستان قدیمی دربارهی یک خواهر بزرگ قدرتمندی میگوید که پادشاهی را حکومت میکرد.
i consulted my foresister before making important decisions.
قبل از اتخاذ تصمیمات مهم، من با خواهر بزرگم مشورت میکردم.
the foresister in the family is respected by everyone.
خواهر بزرگ در خانواده توسط همه احترام گذاشته میشود.
my foresister helped me understand our family traditions.
خواهر بزرگ من به من کمک کرد تا سنتهای خانوادهمان را درک کنم.
the foresister passed down stories from generation to generation.
خواهر بزرگ داستانها را از نسل به نسل منتقل میکرد.
in many cultures, the foresister plays a crucial role in childcare.
در بسیاری از فرهنگها، خواهر بزرگ نقش حیاتی در پرورش کودکان دارد.
the foresister organized a family reunion last summer.
خواهر بزرگ یک جمعآوری خانوادگی را در تابستان گذشته سازمان داد.
her foresister
خواهر قبلی او
a foresister
یک خواهر قبلی
my foresister
خواهر قبلی من
the foresister
خواهر قبلی
our foresisters
خواهرهای قبلی ما
early foresisters
خواهرهای اولیه
brave foresisters
خواهرهای شجاع قبلی
many foresisters
خواهرهای قبلی زیادی
female foresister
خواهر قبلی زن
wise foresister
خواهر قبلی حکیم
my foresister taught me how to bake traditional cakes.
خواهر بزرگ من به من یاد داد که چگونه کیکهای سنتی را بپزیم.
the foresister protected her younger siblings from danger.
خواهر بزرگ او خواهر و برادر کوچکتر خود را از خطر حمایت میکرد.
every family has a wise foresister who guides the others.
هر خانواده یک خواهر بزرگ با اندیشهای آگاه دارد که دیگران را راهنمایی میکند.
the foresister gave valuable advice to the family.
خواهر بزرگ مشورتهای ارزشمندی به خانواده داد.
my foresister always stood up for me when i was bullied.
خواهر بزرگ من همیشه در زمانی که من مورد توهین قرار میگرفتم، به من کمک میکرد.
the ancient legend spoke of a powerful foresister who ruled the kingdom.
داستان قدیمی دربارهی یک خواهر بزرگ قدرتمندی میگوید که پادشاهی را حکومت میکرد.
i consulted my foresister before making important decisions.
قبل از اتخاذ تصمیمات مهم، من با خواهر بزرگم مشورت میکردم.
the foresister in the family is respected by everyone.
خواهر بزرگ در خانواده توسط همه احترام گذاشته میشود.
my foresister helped me understand our family traditions.
خواهر بزرگ من به من کمک کرد تا سنتهای خانوادهمان را درک کنم.
the foresister passed down stories from generation to generation.
خواهر بزرگ داستانها را از نسل به نسل منتقل میکرد.
in many cultures, the foresister plays a crucial role in childcare.
در بسیاری از فرهنگها، خواهر بزرگ نقش حیاتی در پرورش کودکان دارد.
the foresister organized a family reunion last summer.
خواهر بزرگ یک جمعآوری خانوادگی را در تابستان گذشته سازمان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید