they heard the sound as an augury of death.
آنها صدای آن را به عنوان نشانه ای از مرگ شنیدند.
The ancient practice of augury involved interpreting the behavior of birds.
عمل باستانی فالگیری شامل تفسیر رفتار پرندگان بود.
Some people believe that a black cat crossing your path is an augury of bad luck.
برخی افراد معتقدند که عبور یک گربه سیاه از جلوی شما نشانه ای از بدشانسی است.
They consulted the oracle for augury before making any major decisions.
آنها قبل از اتخاذ هرگونه تصمیم مهم، برای فالگیری با اوراکل مشورت کردند.
The sudden appearance of a shooting star was seen as an augury of good fortune.
ظهور ناگهانی یک ستاره دنبالهدار به عنوان نشانه ای از خوششانسی تلقی میشد.
The priest used augury to predict the outcome of the battle.
کشیش از فالگیری برای پیشبینی نتیجه نبرد استفاده کرد.
In ancient Rome, augury was an important part of religious ceremonies.
در روم باستان، فالگیری بخش مهمی از آیینهای مذهبی بود.
The farmer took the changing weather patterns as an augury of a good harvest.
کشاورز تغییرات الگوهای آب و هوا را به عنوان نشانه ای از برداشت خوب برداشت.
The elders believed that the alignment of the stars was an augury of significant events to come.
بزرگان معتقد بودند که تراز ستارگان نشانه ای از وقایع مهم آینده است.
She saw the rainbow as an augury of hope and renewal.
او رنگین کمان را به عنوان نشانه ای از امید و تجدید نظر دید.
The king consulted the seer for augury before embarking on his journey.
شاه قبل از شروع سفر خود با پیشگو برای فالگیری مشورت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید