forethought

[ایالات متحده]/'fɔːθɔːt/
[بریتانیا]/'fɔr'θɔt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توجه یا برنامه‌ریزی برای آینده؛ پیش‌بینی نیازها یا رویدادهای آینده.

جملات نمونه

Jim had the forethought to book in advance.

جیم پیش‌بینی کرد و از قبل رزرو کرد.

A little forethought would have saved you much trouble afterwards.

کمی پیش‌بینی می‌توانست از شما در آینده در برابر بسیاری از مشکلات محافظت کند.

"If you'd had the forethought to bring your overcoat, you wouldn't have got cold during the night on the mountain top."

اگر پیش‌بینی می‌کردید و بارانی همراهتان می‌آوردید، شب را در بالای کوه سرما نمی‌گرفتید.

an offhand remark. What isunrehearsed is said or done without rehearsal or practice though not necessarily without forethought:

یک نظر گذرا. آنچه بدون تمرین یا تجربه گفته یا انجام می‌شود، اگرچه لزوماً بدون پیش‌بینی نیست:

It's important to plan with forethought before starting a new project.

قبل از شروع یک پروژه جدید، برنامه‌ریزی با پیش‌بینی مهم است.

She showed great forethought by packing an extra set of clothes, just in case.

او با بستن لباس‌های اضافی، فقط در صورت لزوم، پیش‌بینی زیادی نشان داد.

The success of the event was due to careful forethought and meticulous planning.

موفقیت رویداد به دلیل پیش‌بینی دقیق و برنامه‌ریزی دقیق بود.

The architect's design demonstrated a high level of forethought in terms of sustainability.

طراحی معمار نشان‌دهنده سطح بالایی از پیش‌بینی از نظر پایداری بود.

With proper forethought, potential risks can be mitigated or avoided altogether.

با پیش‌بینی مناسب، می‌توان خطرات احتمالی را کاهش داد یا به طور کلی از آنها اجتناب کرد.

The decision to invest in renewable energy sources was made with careful forethought.

تصمیم سرمایه‌گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر با پیش‌بینی دقیق اتخاذ شد.

His success in the stock market was not luck, but rather a result of strategic forethought.

موفقیت او در بازار سهام خوش‌شانسی نبود، بلکه نتیجه پیش‌بینی استراتژیک بود.

The company's long-term growth strategy was developed with a great deal of forethought.

استراتژی رشد بلندمدت شرکت با پیش‌بینی فراوان توسعه یافت.

Forethought is essential when making big decisions that can impact the future of the business.

پیش‌بینی برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ که می‌تواند بر آینده کسب‌وکار تأثیر بگذارد، ضروری است.

The team's victory was a testament to their forethought in anticipating the opponent's moves.

پیروزی تیم گواهی بر پیش‌بینی آنها در پیش‌بینی اقدامات حریف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید