forethoughts

[ایالات متحده]/ˈfɔːθɔːts/
[بریتانیا]/ˈfɔrθɔts/

ترجمه

n. توجه دقیق به آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد
adj. برنامه‌ریزی شده یا در پیش‌زمینه در نظر گرفته شده

عبارات و ترکیب‌ها

show forethoughts

نشان دادن پیش‌بینی

lack forethoughts

نبودن پیش‌بینی

with forethoughts

با پیش‌بینی

consider forethoughts

در نظر گرفتن پیش‌بینی

plan with forethoughts

برنامه‌ریزی با پیش‌بینی

act with forethoughts

با پیش‌بینی عمل کردن

apply forethoughts

اعمال پیش‌بینی

embrace forethoughts

پذیرش پیش‌بینی

evaluate forethoughts

ارزیابی پیش‌بینی

recognize forethoughts

تشخیص پیش‌بینی

جملات نمونه

forethoughts are essential for effective planning.

پیش‌بینی‌ها برای برنامه‌ریزی مؤثر ضروری هستند.

she approached the project with careful forethoughts.

او با پیش‌بینی‌های دقیق به پروژه نزدیک شد.

his forethoughts helped avoid many potential problems.

پیش‌بینی‌های او به جلوگیری از بسیاری از مشکلات احتمالی کمک کرد.

they made decisions based on their forethoughts.

آنها تصمیمهای خود را بر اساس پیش‌بینی‌های خود اتخاذ کردند.

planning with forethoughts can lead to better outcomes.

برنامه‌ریزی با پیش‌بینی‌ها می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

her forethoughts about the budget were appreciated.

پیش‌بینی‌های او در مورد بودجه مورد استقبال قرار گرفت.

forethoughts can prevent last-minute rushes.

پیش‌بینی‌ها می‌توانند از عجله‌های لحظه آخر جلوگیری کنند.

he often reflects on his forethoughts before making decisions.

او اغلب قبل از اتخاذ تصمیم در مورد پیش‌بینی‌های خود فکر می‌کند.

good forethoughts can enhance team efficiency.

پیش‌بینی‌های خوب می‌توانند کارایی تیم را افزایش دهند.

she values forethoughts in her daily life.

او پیش‌بینی‌ها را در زندگی روزمره خود ارزش می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید