formicated surface
سطح فورمیکات شده
formicated structure
ساختار فورمیکات شده
formicated layer
لایه فورمیکات شده
formicated pattern
الگوی فورمیکات شده
formicated material
مواد فورمیکات شده
formicated design
طراحی فورمیکات شده
formicated shape
شکل فورمیکات شده
formicated texture
بافت فورمیکات شده
formicated finish
پوشش فورمیکات شده
they formicated a plan to improve the project.
آنها طرحی برای بهبود پروژه تدوین کردند.
we formicated a strategy to increase sales.
ما یک استراتژی برای افزایش فروش تدوین کردیم.
she formicated a new approach to teaching.
او یک رویکرد جدید برای آموزش تدوین کرد.
the team formicated ideas for the upcoming event.
تیم ایده هایی برای رویداد آینده تدوین کرد.
after much discussion, they formicated a consensus.
پس از بحث و گفتگوهای فراوان، آنها به یک اجماع رسیدند.
he formicated a detailed report for the meeting.
او یک گزارش دقیق برای جلسه تهیه کرد.
we formicated a list of priorities for the project.
ما فهرستی از اولویت ها برای پروژه تهیه کردیم.
they formicated a timeline for the project completion.
آنها جدول زمانی برای اتمام پروژه تدوین کردند.
the committee formicated rules for the competition.
کمیته قوانینی برای مسابقه تدوین کرد.
she formicated a budget for the new initiative.
او بودجه ای برای طرح جدید تهیه کرد.
formicated surface
سطح فورمیکات شده
formicated structure
ساختار فورمیکات شده
formicated layer
لایه فورمیکات شده
formicated pattern
الگوی فورمیکات شده
formicated material
مواد فورمیکات شده
formicated design
طراحی فورمیکات شده
formicated shape
شکل فورمیکات شده
formicated texture
بافت فورمیکات شده
formicated finish
پوشش فورمیکات شده
they formicated a plan to improve the project.
آنها طرحی برای بهبود پروژه تدوین کردند.
we formicated a strategy to increase sales.
ما یک استراتژی برای افزایش فروش تدوین کردیم.
she formicated a new approach to teaching.
او یک رویکرد جدید برای آموزش تدوین کرد.
the team formicated ideas for the upcoming event.
تیم ایده هایی برای رویداد آینده تدوین کرد.
after much discussion, they formicated a consensus.
پس از بحث و گفتگوهای فراوان، آنها به یک اجماع رسیدند.
he formicated a detailed report for the meeting.
او یک گزارش دقیق برای جلسه تهیه کرد.
we formicated a list of priorities for the project.
ما فهرستی از اولویت ها برای پروژه تهیه کردیم.
they formicated a timeline for the project completion.
آنها جدول زمانی برای اتمام پروژه تدوین کردند.
the committee formicated rules for the competition.
کمیته قوانینی برای مسابقه تدوین کرد.
she formicated a budget for the new initiative.
او بودجه ای برای طرح جدید تهیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید