formidably

[ایالات متحده]/fəˈmɪdəbli/
[بریتانیا]/ˈfɔːrmɪdəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که ترسناک، دشوار برای مقابله یا قدرتمند است.

جملات نمونه

a formidably hearty spinster of fifty-five.

یک زن خودداری با اراده و سرسخت با پنجاه و پنج سال.

She performed formidably in the competition.

او به طرز چشمگیری در مسابقه شرکت کرد.

The team worked formidably to meet the deadline.

تیم به طور چشمگیری برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

He tackled the difficult problem formidably.

او به طور چشمگیری با مشکل دشوار مقابله کرد.

The CEO led the company formidably through tough times.

مدیر عامل شرکت را به طور چشمگیری در دوران سخت هدایت کرد.

The athlete is known for his formidably strong physique.

این ورزشکار به خاطر اندام ورزیده و قدرتمندش شناخته شده است.

The army defended the fort formidably against the enemy attack.

ارتش به طور چشمگیری قلعه را در برابر حمله دشمن دفاع کرد.

The actress delivered her lines formidably in the play.

بازیگر دیالوگ های خود را به طور چشمگیری در نمایش اجرا کرد.

The scientist's research findings were formidably groundbreaking.

یافته های تحقیقاتی دانشمند به طور چشمگیری پیشگامانه بودند.

The new technology is formidably complex.

فناوری جدید به طور چشمگیری پیچیده است.

The artist's paintings are formidably detailed.

نقاشی های هنرمند به طور چشمگیری دقیق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید