fortieths

[ایالات متحده]/'fɔːtɪɪθ/
[بریتانیا]/ˈfɔrtiɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

num. عدد معادل چهار برابر ده؛ یک چهلم
adj. بودن عدد معادل چهار برابر ده؛ مربوط به عدد چهل
n. عدد معادل چهار برابر ده؛ یک چهلم

عبارات و ترکیب‌ها

the fortieth day

روز چهلم

the fortieth anniversary

سالگرد چهلم

جملات نمونه

This city is close to the fortieth parallel of north latitude.

این شهر نزدیک به خط عرض جغرافیایی چهل درجه شمال است.

Beijing is close to the fortieth parallel of north latitude.

پکن نزدیک به خط عرض جغرافیایی ۴۰ درجه شمال است.

tried to jump out of the fortieth-floor window in a moment of utter lunacy.

سعی کرد در یک لحظه جنون کامل از پنجره طبقه چهل و ام بیرون بپرد.

On my fortieth birthday I had reached a fork in the road, and I decided to give up working for somebody else and start my own business.

در روز چهلمین سالگردی تولدم به دوراهی رسیدم و تصمیم گرفتم کار کردن برای دیگران را کنار بگذارم و کسب و کار خود را راه اندازی کنم.

celebrating the fortieth year

جشن گرفتن سال چهلم

the fortieth day of the year

روز چهلم سال

the fortieth chapter of the book

فصل چهلم کتاب

the fortieth minute of the game

دقیقه چهلم بازی

the fortieth place in line

محل چهلم در صف

the fortieth page of the document

صفحه چهلم سند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید