fortification

[ایالات متحده]/ˌfɔːtɪfɪ'keɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌfɔrtɪfɪ'keʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ساختن استحکامات؛ فرآیند ساخت یک دیوار دفاعی یا سایر سازه‌ها برای حفاظت.

عبارات و ترکیب‌ها

fortification wall

دیوار استحکامات

fortification techniques

تکنیک‌های استحکام

جملات نمونه

the fortification of the frontiers.

تقویت مرزها

emplace a fortification on the hilltop.

قرار دادن یک استحکام در بالای تپه

fortifications that made the frontier inviolable.

استحکاماتی که مرز را غیرقابل نفوذ کرد.

an earthen fortification; an earthen pot.

گودال خاکی؛ گلدان خاکی

The fortifications were out of repair.

استحکام‌ها از کار افتاده بودند.

the most enormous complex of fortifications in all Islam.

بزرگترین مجموعه استحکامات در تمام اسلام.

Yan Sin Shoujun expansion, by anti-fortification, desilt moat, to step up war preparations Shou.

گسترش یان شین شوجون، با ضد استحکام، رسوب‌زدایی خندق، برای افزایش آمادگی جنگ شوش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید