fortuities

[ایالات متحده]/fɔːˈtjuːɪtiz/
[بریتانیا]/fɔrˈtjuːɪtiz/

ترجمه

n. شانس؛ وقایع تصادفی؛ فرصت‌هایی که به طور تصادفی به وجود می‌آیند

عبارات و ترکیب‌ها

happy fortuities

شانس‌های خوشایند

unexpected fortuities

شانس‌های غیرمنتظره

fortunate fortuities

شانس‌های خوش‌یمن

serendipitous fortuities

شانس‌های خوشایند و اتفاقی

random fortuities

شانس‌های تصادفی

pleasant fortuities

شانس‌های دلپذیر

lucky fortuities

شانس‌های خوش‌شانس

fortuitous fortuities

شانس‌های اتفاقی و خوشایند

rare fortuities

شانس‌های نادر

جملات نمونه

life is full of fortuities that can change our plans.

زندگی سرشار از اتفاقات غیرمنتظره‌ای است که می‌تواند برنامه‌های ما را تغییر دهد.

we met by fortuity at the coffee shop last week.

هفته گذشته به طور اتفاقی در کافی شاپ با او ملاقات کردیم.

fortuities often lead to unexpected opportunities.

اتفاقات غیرمنتظره اغلب منجر به فرصت‌های غیرمنتظره می‌شود.

her success was partly due to fortuities in her career.

موفقیت او تا حدودی به دلیل اتفاقات غیرمنتظره در حرفه او بود.

we should embrace fortuities rather than fear them.

ما باید از اتفاقات غیرمنتظره استقبال کنیم، نه اینکه از آنها بترسیم.

fortuities can sometimes lead to the best stories.

اتفاقات غیرمنتظره گاهی اوقات می‌توانند منجر به بهترین داستان‌ها شوند.

he believed that fortuities shaped his destiny.

او معتقد بود که اتفاقات غیرمنتظره سرنوشت او را شکل دادند.

fortuities in nature can create beautiful landscapes.

اتفاقات غیرمنتظره در طبیعت می‌تواند مناظر زیبایی ایجاد کند.

many friendships begin through fortuities in life.

دوستی‌های زیادی از طریق اتفاقات غیرمنتظره در زندگی آغاز می‌شوند.

he often reflects on the fortuities that brought them together.

او اغلب به اتفاقاتی فکر می‌کند که آنها را با هم آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید