fortysomething woman
زن میانسال
fortysomething man
مرد میانسال
fortysomething years
چهل و چند سال
fortysomething lifestyle
سبک زندگی چهل و چند ساله
fortysomething friends
دوستان چهل و چند ساله
fortysomething crowd
مجمع چهل و چند ساله
fortysomething issues
مشکلات چهل و چند ساله
fortysomething crisis
بحران چهل و چند ساله
fortysomething goals
اهداف چهل و چند ساله
fortysomething dreams
رویاهای چهل و چند ساله
many fortysomethings are focusing on their careers.
بسیاری از افراد چهل و چند ساله بر روی شغل خود تمرکز می کنند.
fortysomethings often seek a better work-life balance.
افراد چهل و چند ساله اغلب به دنبال ایجاد تعادل بهتر بین کار و زندگی هستند.
some fortysomethings are starting new businesses.
برخی از افراد چهل و چند ساله کسب و کارهای جدیدی راه اندازی می کنند.
fortysomethings may experience a midlife crisis.
افراد چهل و چند ساله ممکن است بحران میانسالی را تجربه کنند.
many fortysomethings are investing in their health.
بسیاری از افراد چهل و چند ساله در سلامتی خود سرمایه گذاری می کنند.
fortysomethings often reevaluate their life goals.
افراد چهل و چند ساله اغلب اهداف زندگی خود را دوباره ارزیابی می کنند.
some fortysomethings choose to travel more.
برخی از افراد چهل و چند ساله تصمیم می گیرند بیشتر سفر کنند.
fortysomethings are becoming more tech-savvy.
افراد چهل و چند ساله بیشتر از فناوری آگاه می شوند.
many fortysomethings are reconnecting with old friends.
بسیاری از افراد چهل و چند ساله با دوستان قدیمی خود دوباره ارتباط برقرار می کنند.
fortysomethings often mentor younger colleagues.
افراد چهل و چند ساله اغلب به همکاران جوانتر مربیگری می کنند.
fortysomething woman
زن میانسال
fortysomething man
مرد میانسال
fortysomething years
چهل و چند سال
fortysomething lifestyle
سبک زندگی چهل و چند ساله
fortysomething friends
دوستان چهل و چند ساله
fortysomething crowd
مجمع چهل و چند ساله
fortysomething issues
مشکلات چهل و چند ساله
fortysomething crisis
بحران چهل و چند ساله
fortysomething goals
اهداف چهل و چند ساله
fortysomething dreams
رویاهای چهل و چند ساله
many fortysomethings are focusing on their careers.
بسیاری از افراد چهل و چند ساله بر روی شغل خود تمرکز می کنند.
fortysomethings often seek a better work-life balance.
افراد چهل و چند ساله اغلب به دنبال ایجاد تعادل بهتر بین کار و زندگی هستند.
some fortysomethings are starting new businesses.
برخی از افراد چهل و چند ساله کسب و کارهای جدیدی راه اندازی می کنند.
fortysomethings may experience a midlife crisis.
افراد چهل و چند ساله ممکن است بحران میانسالی را تجربه کنند.
many fortysomethings are investing in their health.
بسیاری از افراد چهل و چند ساله در سلامتی خود سرمایه گذاری می کنند.
fortysomethings often reevaluate their life goals.
افراد چهل و چند ساله اغلب اهداف زندگی خود را دوباره ارزیابی می کنند.
some fortysomethings choose to travel more.
برخی از افراد چهل و چند ساله تصمیم می گیرند بیشتر سفر کنند.
fortysomethings are becoming more tech-savvy.
افراد چهل و چند ساله بیشتر از فناوری آگاه می شوند.
many fortysomethings are reconnecting with old friends.
بسیاری از افراد چهل و چند ساله با دوستان قدیمی خود دوباره ارتباط برقرار می کنند.
fortysomethings often mentor younger colleagues.
افراد چهل و چند ساله اغلب به همکاران جوانتر مربیگری می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید