brave forwardness
جسارت پیشرو
honest forwardness
صداقت پیشرو
bold forwardness
پیشرو جسورانه
outspoken forwardness
پیشرو رک و پوست کنده
refreshing forwardness
پیشرو دلپذیر
unwavering forwardness
پیشرو استوار
positive forwardness
پیشرو مثبت
genuine forwardness
پیشرو اصیل
direct forwardness
پیشرو مستقیم
candid forwardness
پیشرو صریح
her forwardness in expressing her opinions surprised everyone.
بیپردهگویی او در بیان نظراتش باعث تعجب همه شد.
his forwardness in asking for a raise was unexpected.
بیپردهگویی او در درخواست افزایش حقوق غیرمنتظره بود.
forwardness can be seen as a strength in negotiations.
میتوان بیپردهگویی را به عنوان یک نقطه قوت در مذاکرات در نظر گرفت.
she appreciated his forwardness during the interview.
او از بیپردهگویی او در طول مصاحبه قدردانی کرد.
his forwardness often led to misunderstandings.
بیپردهگویی او اغلب منجر به سوء تفاهم میشد.
forwardness in communication can enhance relationships.
بیپردهگویی در ارتباطات میتواند روابط را بهبود بخشد.
her forwardness made her stand out in the group.
بیپردهگویی او باعث شد در بین گروهگان برجسته شود.
they admired her forwardness in tackling difficult topics.
آنها از بیپردهگویی او در پرداختن به موضوعات دشوار تحسین کردند.
his forwardness was sometimes mistaken for rudeness.
بیپردهگویی او گاهی اوقات به عنوان بیادبی اشتباه گرفته میشد.
forwardness can be both a virtue and a vice.
میتوان بیپردهگویی را هم فضیلت و هم عیب دانست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید