fossilises

[ایالات متحده]/'fɔsilaiz/

ترجمه

v. به فسیل تبدیل شدن؛ قدیمی یا منسوخ شدن؛ نمونه‌های فسیل را جمع‌آوری (یا حفاری) کردن.

جملات نمونه

To avoid sampling bias, they restricted their analysis to one group of animals—the bivalve molluscs—that fossilise well.

برای جلوگیری از سوگیری نمونه‌گیری، آنها تجزیه و تحلیل خود را به یک گروه حیوانات - نرمتنان دو صمغلی - که به خوبی فسیل می‌شوند محدود کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید