fount

[ایالات متحده]/faʊnt/
[بریتانیا]/faʊnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منبع؛ یک مخزن جوهر، به ویژه در یک خودکار.

عبارات و ترکیب‌ها

fount of knowledge

چشمه دانش

fount of inspiration

چشمه الهام

fount of creativity

چشمه خلاقیت

جملات نمونه

our courier was a fount of knowledge.

پیکمان منبع دانش بود.

fount of inspiration to his audiences

منبع الهام برای مخاطبانش

(1) Placing the type founts in a phototypesetter and the loading of a selection of software when a front end system can be configurated for different purposes.

(1) قرار دادن فونت‌های تایپ در یک فتوتایپ‌ستتر و بارگیری یک انتخاب نرم‌افزار زمانی که یک سیستم فرانت‌اند را می‌توان برای اهداف مختلف پیکربندی کرد.

a fount of knowledge

منبع دانش

a fount of creativity

منبع خلاقیت

a fount of inspiration

منبع الهام

a fount of wisdom

منبع خرد

a fount of ideas

منبع ایده ها

a fount of joy

منبع شادی

a fount of energy

منبع انرژی

a fount of positivity

منبع مثبت‌نگری

a fount of innovation

منبع نوآوری

a fount of strength

منبع قدرت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید