foursquare

[ایالات متحده]/'fɔː'skweə/
[بریتانیا]/ˈfɔrˈskwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربع شکل، ساده، قاطع.
Word Forms

جملات نمونه

a foursquare refusal to yield.

یک رفض چهارگانه برای تسلیم نشدن.

You see him, high stature, broad shoulder, upright and foursquare and the face with summary duskily belt, show the hale physique with our country peculiar northerner.

شما او را می بینید، با قامت بلند، شانه‌های پهن، راست و چهارگانه و چهره‌ای با کمربند خاکستری خلاصه، نشان دهنده اندام سالم با شمالی عجیب کشور ما.

to check in on foursquare

برای ورود به foursquare

to explore a new city with foursquare

برای کاوش در یک شهر جدید با foursquare

to earn points on foursquare

برای کسب امتیاز در foursquare

to share your location on foursquare

برای به اشتراک گذاشتن موقعیت مکانی خود در foursquare

to discover new places on foursquare

برای کشف مکان‌های جدید در foursquare

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید