fourthly

[ایالات متحده]/ˈf ɔ: θlɪ/
[بریتانیا]/'fɔrθli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در مکان چهارم؛ اشغال کننده موقعیت چهارم

جملات نمونه

Fourthly, to return to the youth movement.

چهارم، بازگشت به جنبش جوانان.

fourthly, and last, there are variations in context that influence the process.

چهارم، و در آخر، تغییراتی در زمینه وجود دارد که بر روند تأثیر می گذارد.

Fourthly, we should draw into honesty and trustworthiness mechanism, mediative mechanisms among association and perfect the diversification of disputing settlement mechanism.

چهارم، ما باید به مکانیزم صداقت و اعتماد، مکانیزم‌های میانجی بین انجمن و مکانیزم حل اختلاف تنوع‌بخشی کامل توجه کنیم.

Fourthly, she needs to prepare a detailed presentation for the meeting.

چهارم، او باید یک ارائه دقیق برای جلسه آماده کند.

He will discuss the budget, timeline, and resources needed. Fourthly, he will address any potential risks.

او بودجه، جدول زمانی و منابع مورد نیاز را مورد بحث قرار خواهد داد. چهارم، او به هرگونه خطر احتمالی رسیدگی خواهد کرد.

Fourthly, we need to consider the impact of the new policy on our employees.

چهارم، ما باید تأثیر سیاست جدید بر کارمندان خود را در نظر بگیریم.

The project will focus on market research, product development, and distribution channels. Fourthly, we will evaluate the competition.

این پروژه بر روی تحقیقات بازار، توسعه محصول و کانال های توزیع تمرکز خواهد کرد. چهارم، ما رقابت را ارزیابی خواهیم کرد.

Fourthly, he emphasized the importance of teamwork in achieving the company's goals.

چهارم، او بر اهمیت کار گروهی در دستیابی به اهداف شرکت تأکید کرد.

The first step is to brainstorm ideas, secondly, to create a plan, thirdly, to allocate resources, and fourthly, to implement the strategy.

اولین قدم، بارش مغز کردن ایده ها، ثانیاً، ایجاد یک طرح، ثالثاً، تخصیص منابع و چهارم، اجرای استراتژی است.

She will first introduce the topic, then provide examples, thirdly, present case studies, and fourthly, conclude with recommendations.

او ابتدا موضوع را معرفی خواهد کرد، سپس مثال ارائه خواهد داد، ثالثاً، مطالعات موردی ارائه خواهد داد و چهارم، با توصیه ها نتیجه گیری خواهد کرد.

The team will analyze the data, develop strategies, implement changes, and fourthly, monitor the results.

تیم داده ها را تجزیه و تحلیل خواهد کرد، استراتژی ها را توسعه خواهد داد، تغییرات را اجرا خواهد کرد و چهارم، نتایج را رصد خواهد کرد.

Firstly, we need to identify the target audience, secondly, create engaging content, thirdly, choose the right channels, and fourthly, measure the campaign's success.

اولاً، ما باید مخاطب هدف را شناسایی کنیم، ثانیاً، محتوای جذاب ایجاد کنیم، ثالثاً، کانال های مناسب را انتخاب کنیم و چهارم، موفقیت کمپین را اندازه گیری کنیم.

The training program will cover communication skills, leadership development, conflict resolution, and fourthly, team building exercises.

برنامه آموزشی شامل مهارت های ارتباطی، توسعه رهبری، حل اختلاف و چهارم، تمرینات کار گروهی خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید