a framed picture
یک عکس قابدار
a framed certificate
یک مدرک قابدار
a framed painting
یک نقاشی قابدار
a framed mirror
یک آینه قابدار
frame structure
ساختار قاب
steel frame
قاب فولادی
frame in
قاب در
photo frame
قاب عکس
reference frame
قاب مرجع
rigid frame
قاب سفت و سخت
time frame
فاصله زمانی
concrete frame
اسکلت بتنی
spinning frame
چهارک ریسندگی
frame of reference
چارچوب مرجع
picture frame
قاب عکس
frame of mind
نگرش ذهنی
main frame
قاب اصلی
structural frame
قاب سازه
machine frame
قاب دستگاه
frame rate
نرخ فریم
frame work
طرح اولیه
rigid frame bridge
پل سفت و سخت
frame construction
ساخت قاب
window frame
قاب پنجره
framed an alternate proposal.
یک پیشنهاد جایگزین مطرح کرد.
a traditional oak-framed house.
یک خانه سنتی با قابهای چوبی
Forts are framed for defense.
قلعهها برای دفاع طراحی شدهاند.
He was framed by the real criminals.
او توسط جنایتکاران واقعی فریب داده شد.
The question was framed to draw only one answer.
سوال به گونهای طراحی شده بود که فقط یک پاسخ را به دست آورد.
a framed photograph of her father.
یک عکس قابدار از پدرش
A hat framed her pretty face.
کلاه چهره زیبا و خوشتیپ او را قاب کرد.
The photographs will look nice framed in black.
عکسها با قاب مشکی خیلی خوب به نظر میرسند.
She framed Tom for something he never did.
او توم را به خاطر کاری که هرگز انجام نداده بود، فریب داد.
He framed his life according to a noble pattern.
او زندگی خود را مطابق یک الگوی شریف شکل داد.
Her charming face was framed with raven hair.
چهره جذاب او با موهای سیاه جلب توجه میکرد.
He was framed by the real criminals and became the victim of the evil and injustice.
او توسط جنایتکاران واقعی فریب داده شد و قربانی شرارت و بیعدالتی شد.
The prisoner claimed that he had been framed up by his enemies.
زندانی ادعا کرد که توسط دشمنانش فریب داده شده است.
The result is a ruby-purple wine with ripe aromas of blackberry, plums and figs.Black fruits follow in a mouthful framed by dark chocolate and moreish spices.
نتیجه یک شراب یاقوتی-بنفش با عطر رسیده زغال اختاپانی، آلو و انجیر است. میوههای سیاه در طعم با قاببندی شکلات تلخ و ادویههای خوشمزه دنبال میشوند.
Well some time later, I traded him a Flite Streak Jr. kit and the next day he had it framed up and ready for me to help cover.
خب، مدتی بعد، یک مجموعه Flite Streak Jr. با او معامله کردم و روز بعد او آن را قاب کرد و آماده بود تا من به او کمک کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید