franas

[ایالات متحده]/ˈfrɑːnəs/
[بریتانیا]/ˈfrænəs/

ترجمه

n. یک نام خانوادگی؛ جمع Frana

جملات نمونه

the heavy rainfall triggered numerous franas in the mountain region.

باران‌های سنگین باعث ایجاد فراون‌های متعددی در منطقه کوهستانی شد.

engineers are studying the unstable franas to prevent future disasters.

مهندسان فراون‌های ناپایدار را مورد مطالعه قرار می‌دهند تا از وقوع بحران‌های آینده جلوگیری کنند.

the franas zone has been marked with warning signs.

منطقه فراون با نشانه‌های هشداری مشخص شده است.

local residents were evacuated from the franas-prone area.

سکونت‌های محلی از منطقه‌ای که معرض خطر فراون است، اخراج شدند.

the franas caused significant damage to the infrastructure.

فراون باعث آسیب جدی به زیرساخت‌ها شد.

modern technology helps monitor franas activity in real-time.

فناوری‌های مدرن به نظارت بر فعالیت فراون در زمان واقعی کمک می‌کنند.

the geological survey identified several high-risk franas.

بررسی ژئولوژیکی چندین فراون با ریسک بالا را شناسایی کرد.

construction projects must include franas prevention measures.

پروژه‌های ساخت و ساز باید اقدامات پیشگیری از فراون را شامل شوند.

the franas continued to shift due to ongoing erosion.

فراون به دلیل فرسیون ادامه یافته، ادامه داده است.

researchers are developing new methods to control franas.

پژوهشگران روش‌های جدیدی برای کنترل فراون توسعه می‌دهند.

the ancient franas left visible scars on the hillside.

فراون‌های باستانی جایزه‌های دیده شدنی روی پیک‌های کوه را گذاشته‌اند.

satellite imagery helps identify potential franas before they occur.

تصاویر ماهواره‌ای به شناسایی فراون‌های احتمالی قبل از وقوع کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید