frap

[ایالات متحده]/fræp/
[بریتانیا]/fræp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به شدت بستن; محکم کردن; به طور ایمن گره زدن; بازیابی فلورسانس در حال سفید شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردfraps
صفت یا فعل حال استمراریfrapping
زمان گذشتهfrapped
قسمت سوم فعلfrapped

عبارات و ترکیب‌ها

frap coffee

قهوه فراپ

frap drink

نوشیدنی فراپ

frap mix

مخلوط فراپ

frap blend

ترکیب فراپ

frap machine

دستگاه فراپ

frap recipe

دستورالعمل فراپ

frap flavor

طعم فراپ

frap topping

تاپینگ فراپ

frap style

سبک فراپ

frap bar

بار فراپ

جملات نمونه

she likes to frap her coffee with whipped cream.

او دوست دارد قهوه خود را با خامه زده شده فراپ کند.

after the workout, i usually frap a protein shake.

بعد از تمرین، معمولاً یک شیک پروتئینی فراپ می‌کنم.

he decided to frap some ice into his drink.

او تصمیم گرفت مقداری یخ را در نوشیدنی خود فراپ کند.

we can frap the fruit to make a smoothie.

ما می‌توانیم میوه ها را فراپ کنیم تا اسموتی درست کنیم.

the recipe calls for you to frap the ingredients together.

دستور العمل می گوید که باید مواد را با هم فراپ کنید.

she prefers to frap her desserts with fresh berries.

او ترجیح می دهد دسرهای خود را با توت های تازه فراپ کند.

they often frap their drinks with a splash of soda.

آنها اغلب نوشیدنی های خود را با کمی نوشابه فراپ می‌کنند.

he learned how to frap cocktails like a pro.

او یاد گرفت که چگونه مانند یک حرفه ای کوکتل درست کند.

to make it refreshing, you should frap the mint leaves.

برای اینکه طعم آن خنک شود، باید برگ های نعناع را فراپ کنید.

don't forget to frap the ice before serving.

قبل از سرو کردن، فراموش نکنید که یخ را فراپ کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید