frapped

[ایالات متحده]/fræpt/
[بریتانیا]/fræpt/

ترجمه

vt. به طور محکم بستن; تأمین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

frapped chicken

مرغ فراپ

frapped coffee

قهوه فراپ

frapped fruit

میوه فراپ

frapped sandwich

ساندویچ فراپ

frapped meat

گوشت فراپ

frapped ice

یخ فراپ

frapped dessert

دسر فراپ

frapped vegetables

سبزیجات فراپ

frapped cheese

پنیر فراپ

frapped salad

سالاد فراپ

جملات نمونه

the sandwich was frapped tightly in plastic wrap.

ساندویچ به طور محکم در سلفون پیچیده شده بود.

he frapped his belongings before moving.

او قبل از نقل مکان وسایل خود را بسته‌بندی کرد.

the frapped box was ready for shipping.

جعبه بسته‌بندی شده آماده ارسال بود.

she frapped the gifts with colorful ribbons.

او هدایا را با روبان‌های رنگارنگ بسته‌بندی کرد.

they frapped the documents securely for the presentation.

آنها اسناد را به طور ایمن برای ارائه بسته‌بندی کردند.

the frapped food stayed fresh for longer.

غذاهای بسته‌بندی شده برای مدت طولانی‌تری تازه ماندند.

he frapped the fragile items with bubble wrap.

او اقلام شکننده را با نایلون حباب‌دار بسته‌بندی کرد.

the frapped package arrived without any damage.

بسته بسته‌بندی شده بدون هیچ آسیبی رسید.

we frapped the leftovers to save for later.

ما غذای باقی‌مانده را بسته‌بندی کردیم تا برای بعد نگه داریم.

she frapped the clothes neatly in the suitcase.

او لباس‌ها را به طور مرتب در چمدان بسته‌بندی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید