frequented areas
مناطقی که مورد بازدید قرار میگیرند
frequented spots
مکانهای مورد بازدید
frequented places
مکانهای مورد علاقه
frequented routes
مسیرهای پربازدید
frequented venues
مکانهای پربازدید
frequented sites
محلهای مورد بازدید
frequented locations
مکانهای پربازدید
frequented neighborhoods
محلههای پربازدید
frequented destinations
مقاصد پربازدید
frequented parks
پارکهای پربازدید
she frequented the coffee shop every morning.
او هر روز صبح به طور مرتب به کافه سر میزد.
he frequented the gym to stay fit.
او برای تناسب اندام به طور مرتب به باشگاه میرفت.
the park was frequently frequented by families.
پارک به طور مرتب توسط خانوادهها مورد بازدید قرار میگرفت.
they frequented the same restaurant for years.
آنها سالها در همان رستوران رفت و آمد داشتند.
she frequently frequented art galleries.
او اغلب به گالریهای هنری سر میزد.
the beach was frequently frequented by tourists.
ساحل اغلب مورد بازدید گردشگران قرار میگرفت.
he frequented the library to study.
او برای مطالعه به طور مرتب به کتابخانه میرفت.
they frequented local markets for fresh produce.
آنها برای خرید محصولات تازه به بازارهای محلی سر میزدند.
she frequently frequented the theater for performances.
او اغلب برای تماشای اجراها به تئاتر سر میزد.
the club was frequently frequented by young people.
باشگاه اغلب مورد بازدید جوانان قرار میگرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید