patronized by
حمایت شده توسط
patronized customers
مشتریان مورد حمایت
patronized services
خدمات مورد حمایت
patronized artists
هنرمندان مورد حمایت
patronized venues
مکانهای مورد حمایت
patronized businesses
کسبوکارهای مورد حمایت
patronized events
رویدادهای مورد حمایت
patronized organizations
سازمانهای مورد حمایت
patronized programs
برنامههای مورد حمایت
patronized initiatives
ابتکارات مورد حمایت
she felt patronized by her colleagues during the meeting.
او احساس میکرد که همکارانش در طول جلسه نسبت به او با تحقیر رفتار میکنند.
his patronized attitude made her uncomfortable.
حرفهای تحقیرآمیز او باعث ناراحتی او شد.
the teacher patronized the students instead of encouraging them.
معلم به جای تشویق دانشآموزان، با تحقیر با آنها رفتار میکرد.
she didn't appreciate being patronized at the store.
او از اینکه در مغازه با تحقیر با او رفتار میشد، خوشش نیامد.
the manager patronized his team, which lowered morale.
مدیر با تیم خود با تحقیر رفتار کرد که باعث کاهش روحیه آنها شد.
he often felt patronized in conversations with his boss.
او اغلب در گفتگو با رئیس خود احساس میکرد که با تحقیر با او رفتار میشود.
being patronized can lead to resentment among employees.
رفتار تحقیرآمیز میتواند منجر به نارضایتی در بین کارمندان شود.
she recognized the patronized tone in his voice.
او لحن تحقیرآمیز را در صدای او تشخیص داد.
they felt patronized by the way the program was presented.
آنها احساس میکردند که نحوه ارائه برنامه تحقیرآمیز است.
patronized customers are less likely to return.
مشتریانی که با تحقیر رفتار شدهاند، کمتر احتمال دارد که دوباره بازگردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید