freshets

[ایالات متحده]/ˈfrɛʃɛt/
[بریتانیا]/ˈfrɛʃɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جریان آب شیرین به دریا؛ سیل؛ افزایش ناگهانی در آب رودخانه؛ سیل؛ جریان آب شیرین

عبارات و ترکیب‌ها

spring freshet

بهار سیلابی

freshet season

فصل سیلابی

freshet flow

جریان سیلابی

freshet warning

هشدار سیلابی

heavy freshet

سیلاب شدید

freshet surge

افزایش ناگهانی سیلاب

freshet impact

اثرات سیلاب

freshet conditions

شرایط سیلابی

freshet risk

خطر سیلاب

freshet event

حادثه سیلابی

جملات نمونه

the freshet caused the river to overflow its banks.

جویبار باعث سرریز شدن رودخانه از حاشیه خود شد.

during the freshet, many fish migrate upstream.

در طول جویبار، ماهی‌های زیادی در امتداد رودخانه به بالا مهاجرت می‌کنند.

the freshet brought fresh nutrients to the ecosystem.

جویبار مواد مغذی تازه را به اکوسیستم آورد.

we watched the freshet rush down the mountain.

ما شاهد بودیم که جویبار با سرعت از کوه پایین می‌آید.

the freshet is a sign of the changing seasons.

جویبار نشانه‌ای از تغییر فصل‌ها است.

farmers rely on the freshet for irrigation.

کشاورزان برای آبیاری به جویبار متکی هستند.

the freshet can reshape the landscape dramatically.

جویبار می‌تواند به طور چشمگیری چشم‌انداز را تغییر دهد.

after the freshet, the valley was lush and green.

پس از جویبار، دره سرسبز و سبز بود.

they warned us about the dangers of the freshet.

آنها درباره خطرات جویبار به ما هشدار دادند.

the freshet's power can be both beautiful and terrifying.

قدرت جویبار می‌تواند هم زیبا و هم ترسناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید