freshwaters

[ایالات متحده]/'freʃwɔːtə/
[بریتانیا]/'frɛʃwɔtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آب شیرین که حاوی مقدار بسیار کمی نمک است، معمولاً در دریاچه‌ها و رودخانه‌ها یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

freshwater lake

دریاچه آب شیرین

freshwater fish

ماهی آب شیرین

freshwater ecology

اکولوژی آب شیرین

جملات نمونه

freshwater and marine fish.

ماهی‌های آب شیرین و دریایی

freshwater fish; freshwater lakes.

ماهی‌های آب شیرین؛ دریاچه‌های آب شیرین

marine and freshwater eukaryotic algae

جلبک‌های یوکاریوتی دریایی و آب شیرین

a lake fed by a freshwater inflow.

یک دریاچه که توسط جریان آب شیرین تغذیه می‌شود.

the freshwater shrimp becomes scarce in soft water.

میگو آب شیرین در آب نرم کمیاب می‌شود.

small freshwater sculpin of Europe and North America.

ماهی‌های کوچک آب شیرین اسکالپین در اروپا و آمریکای شمالی.

Baits: Crab, worm, Bass yabby, freshwater yabby, chicken.

طعمه‌ها: خرچنگ، کرم، لابرا، خرچنگ آب شیرین، مرغ.

Coal is formed from the remains of freshwater plants.

زغال سنگ از بقایای گیاهان آب شیرین تشکیل شده است.

small freshwater crustaceans with a shield-shaped carapace

Crustaceans آب شیرین کوچک با پوشش سخت و به شکل سپر

The one sawfish species that did not receive the highest level of protection is a freshwater sawfish found in Australia.

گونه ماهی اره‌ای که بالاترین سطح حفاظت را دریافت نکرد، ماهی اره‌ای آب شیرین است که در استرالیا یافت می‌شود.

small freshwater branchiopod having a transparent body with many appendages;

یک شاخ‌پای آب شیرین کوچک با بدنی شفاف و زائده‌های متعدد.

Objective To study the infection of freshwater fishes with the encysted metacercaria of Clonorchis sinensis.

هدف بررسی عفونت ماهیان آب شیرین با مترارسیت‌های کیسه‌دار Clonorchis sinensis.

A freshwater food and game fish(Stizostedium vitreum) of North America, having large staring eyes.

یک ماهی آب شیرین، غذایی و بازی (Stizostedium vitreum) از آمریکای شمالی، با چشم‌های بزرگ و خیره.

small freshwater branchiopod having a transparent body with many appendages; swims on its back.

یک شاخ‌پای آب شیرین کوچک با بدنی شفاف و زائده‌های متعدد؛ روی پشت خود شنا می‌کند.

primitive eellike freshwater or anadromous cyclostome having round sucking mouth with a rasping tongue.

سیکلستوم آب شیرین یا مهاجر با دهان مکنده گرد و زبانه زبر.

peripheral division The division of freshwater fishes very tolerant of salty water, such as salmon, plotosid catfish, sticklebacks, and gobies.

تقسیم‌بندی محیطی. تقسیم ماهی‌های آب شیرین که بسیار مقاوم به آب شور هستند، مانند سالمون، ماهی کپور پلوتوسید، سمجک‌ها و گوبی‌ها.

Freshwater and suitable concentration of formalin, copper sulfate and sodium salinomycin were the better way to prevent and cure Cryptocaryoniosis.

آب شیرین و غلظت مناسب فرمالین، سولفات مس و سالینومایسین سدیم، راه بهتری برای پیشگیری و درمان کریپتوکاریونیز بود.

A freshwater fish (Anabas testudineus) of tropical Asia, having modified gills allowing it to breathe air and pectoral fins adapted for traveling on land.

یک ماهی آب شیرین (Anabas testudineus) از آسیا استوایی، با آبدیم‌های تغییر یافته که به آن اجازه می‌دهد هوا تنفس کند و باله‌های سینه‌ای برای سفر در خشکی سازگار شده‌اند.

Benthos The organisms that live on the bottom sediments of freshwater and marine ecosystems. They include plants and algae (phytobenthos) that grow below low tide mark.

بنتوس: ارگانیسم‌هایی که در رسوبات کف اکوسیستم‌های آب شیرین و دریایی زندگی می‌کنند. آنها شامل گیاهان و جلبک‌ها (فیتوبنتوس) هستند که زیر خط جزر و مد رشد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید