fringers

[ایالات متحده]/ˈfrɪndʒə/
[بریتانیا]/ˈfrɪndʒər/

ترجمه

n. کسی که تزئین می‌کند یا حاشیه می‌سازد

عبارات و ترکیب‌ها

fringer alert

هشدار فینگر

fringer group

گروه فینگر

fringer rights

حقوق فینگر

fringer issue

مشکل فینگر

fringer claim

ادعای فینگر

fringer action

اقدام فینگر

fringer case

موارد فینگر

fringer notice

اطلاع‌رسانی فینگر

fringer policy

سیاست فینگر

fringer law

قانون فینگر

جملات نمونه

she is a fringer in the world of art.

او یک حاشیه نویس در دنیای هنر است.

being a fringer often means challenging the norms.

حاشیه نویس بودن اغلب به معنای به چالش کشیدن هنجارها است.

fringers can bring fresh perspectives to established ideas.

حاشیه نویسان می توانند دیدگاه های تازه ای به ایده های تثبیت شده ارائه دهند.

the fringer lifestyle is not for everyone.

سبک زندگی حاشیه نویس برای همه مناسب نیست.

he identifies as a fringer in the tech community.

او خود را به عنوان یک حاشیه نویس در جامعه فناوری معرفی می کند.

fringers often explore unconventional paths.

حاشیه نویسان اغلب مسیرهای غیرمتعارف را کشف می کنند.

many fringers find their voice through alternative platforms.

بسیاری از حاشیه نویسان صدای خود را از طریق پلتفرم های جایگزین پیدا می کنند.

fringers can sometimes feel isolated from mainstream culture.

حاشیه نویسان گاهی اوقات می توانند خود را از فرهنگ اصلی جدا احساس کنند.

being a fringer allows for greater creative freedom.

حاشیه نویس بودن اجازه می دهد تا آزادی خلاقیت بیشتری وجود داشته باشد.

fringers often challenge societal expectations.

حاشیه نویسان اغلب انتظارات جامعه را به چالش می کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید